در مورد 9 دی ، روز بصیرت

حضور مردم در ۹ دی ماه به معنی دفاع از هیچ حزب و گروه و جناحی نبود. برخلاف راهپیمایی ۲۲ بهمن و روز قدس که گروه های مختلف با برافراشتن یک پرچم و با درج نام خود”با فونت درشت” در زیر این پرچم به دنبال خودنمایی هستند، در نهم دیماه شاهد حضور خالص مردم و بدون هیچ چشم داشت حزبی و گروهی بودیم.
– در نهم دی ماه کسی برای حمایت از دولت فعلی و شخص احمدی نژاد وارد میدان نشد. در دست هیچ کس تصویری از رئیس جمهوری نبود. گویی این بار خروششان فقط و خالصانه برای دفاع از هویت نظام جمهوری اسلامی، دفاع از ولایت فقیه بوده است.
– نهم دی بر خلاف ۲۲ بهمن و روز قدس، روز تعطیل نبود. شاهد آن که در ساعات ابتدایی راهپیمایی، بسیاری از ادارات و شرکتها باز بودند و کارمندان با وجود علاقه مندی برای شرکت در راهپیمایی، مجبور به حضور در محل کار بودند.
-شعارهای ۹ دی، شعارهای همیشگی و کلیشه ای نبود. شعارهای جدیدی که از پیوند عشق به ولایت، عاشورا و انقلاب و نفرت از دشمنان حریم ولایت به دست آمده بود.
-۹ دی ماه نشانه اعتماد مردم به نظام جمهوری اسلامی بود، در حالیکه بسیاری از خواص و نخبگان و مثلا دلسوزان ادعا داشتند که اعتماد مردم به نظام از بین رفته است. نکته ای که نهم دی را متمایز می کند، حضور میلیونی مردم و نمایش اعتماد به نظام در اوج فضاسازی دشمنان خارجی و داخلی بود.
– ۹ دی تنها تجمع میلیونی مردم علیه خواص بی بصیرت بود. یعنی اگر بخواهیم اهداف مردم برای حضور در حماسه نهم دی‌ماه را برشماریم، اعتراض به خواص بی بصیرت، جزء اهداف اصلی مردم خواهد بود.

 

مطلب1

همه چیز از انتخابات دهم شروع شد. تقریباً از اوایل سال گذشته، رفته رفته فکر و ذکر افراد جامعه، اعم از زن و مرد و کوچک و بزرگ معطوف به مهمترین مساله سال، یعنی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری می شد. بعد از کشمکش و اختلافاتی که در طیف موسوم به اصلاح طلبان برای معرفی نامزد ایجاد شده بود، آنها تصمیم گرفتند که به جای معرفی روحانیِ روشنفکرشان، چهره ی موجه تری را وارد میدان رقابت کنند که هم سابقه ی انقلابیِ خوبی داشته باشد و هم دارای پایگاه مردمی مناسبتری باشد. میر حسین موسوی گزینه ای که به اعتقاد خیلی ها مانند هندوانه ی در بسته ای بود که می توانست پیش بینی نتیجه ی انتخابات را دشوارتر کند. او در سابقه ی خود نخست وزیری حضرت امام(ره) را در کارنامه داشت و البته زمانی نامزد انتخابات ریاست جمهوری می شد که حدود 20 سال از دنیای سیاست فاصله گرفته بود و اصطلاحاً در انزوای سیاسی به سر می برد.
فشار اصلاح طلبان برای معرفی نامزد واحد، بر کروبی کارساز نبود و او نیز وارد رقابت شد. احمدی نژاد نیز که 4 سال پیش با شعار بازگشت به آرمان های امام(ره) و عدالت، رئیس جمهور شده بود، انتخابات 88 را تتمه ی کار خود به عنوان سکان دار قوه ی مجریه کشور می دانست. در روزهای پایانی محسن رضایی نیز به جمع این سه نفر پیوست.
بعد از تبلیغات نامزدها و بویژه ماراتن مناظره ها، مشخص شد که رقابت اصلی بین احمدی نژاد و موسوی است. موسوی به شدت سیاست های احمدی نژاد را زیر سوال می برد و عملکرد 4 ساله دولت او را به باد انتقاد می گرفت. از آن سو احمدی نژاد نیز موسوی را نماینده هاشمی رفسنجانی می دانست که به صورت نیابتی می خواست شکست 4 سال پیش هاشمی را جبران کند.
تمام این مسائل باعث شده بود فضای جامعه، فضایی سنگین و با اصطکاک بالا برای گروهها و طرفدارانشان شود. مقام معظم رهبری نیز، مثل همیشه، با رصد کردن اتفاقات، نکاتی را به نامزدها و طرفدارانشان گوشزد می کردند. از جمله نکاتی که حضرت آقا بر آن تاکید داشتند، این بود که می فرمودند: بین طرفداران نامزدها نباید درگیری صورت بگیرد و “هر کس دنبال ایجاد درگیری است، یا غافل است و یا عامل دشمن”.
انتخابات صورت گرفت و حضور خیره کننده ی مردم می رفت تا مردم سالاری واقعی نظام اسلامی را به جهانیان نشان دهد و نقطه قوتی باشد برای پیش بردِ هر چه سریع تر اهداف عالی انقلاب اسلامی. اما شب روز انتخابات موسوی در یک اقدام عجیب و تامل برانگیز، قبل از شمارش آرا، خود را برنده انتخابات معرفی کرد! اینجا بود که جرقه ی آتش فتنه ی امویان زده شد. بعد از شمارش آرا که احمدی نژاد را برنده ی انتخابات نشان می داد، بحث تقلب به عنوان اسم رمز آشوب توسط افرادی مطرح شد. فضا، فضای مناسبی بود برای فعالیت تمام گروه های معاند و ضد انقلاب. همین طور هم شد. تمام گروهها اعم از سلطنت طلب ها، لیبرال ها، ملی گراها، سازمان مجاهدین، خارج نشینان مخالف دین و قرآن و وحی و… میدان را برای تاخت و تاز مناسب دیدند.
روزهای اول بعد از انتخابات، بحث و دعواهای اصلی بر سر تقلب شدن یا تقلب نشدن در انتخابات بود. اما با بررسی مجدد و در نهایت منصوب کردن احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور توسط حضرت آقا، اعتراضات و مخالفت ها همچنان ادامه داشت و هر روز رادیکال تر هم میشد و به نظر می رسید هدف فتنه گرها چیزی غیر از اعتراض ساده، به نتایج انتخابات بوده است؛ گویا آنها موجودیت نظام اسلامی را هدف گرفته اند. اگر مسامحتاً فرض را بر این بگیریم که در ابتدا افسار شتر نفاق، در دست فتنه گرهای داخلی بود، اما رفته رفته شعارهایشان(مانند مرگ بر اصل ولایت فقیه و نه غزه و نه لبنان و …) نشان می داد، افسار این شترِ بد ترکیب به دست ارباب فتنه گران افتاده است.
کم و بیش از اهداف فتنه گران گفته اند و شنیده ایم. در مورد فتنه ی سال گذشته نویسنده بر این باور است که شرک و کفر جهانی تمام پتانسیل های بالفعل و بالقوه ی خود را تا سر حد امکان بر روی انتخابات 88 متمرکز کرده بود. زیرا باید از نگاه خودشان، ریشه ی محور شرارت یعنی انقلاب اسلامی را بزنند.
وسیع شدن آتش فتنه دو عامل عمده داشت: اولین و اصلی ترین عامل ، ایجاد شبهه و مطرح کردن صحبت های دو پهلو توسط خواص بی بصیرت و همچنین سکوت بعضی خواص و عامل دوم فعالیت شبانه روزی شبکه های وسیع اجتماعی در فضای مجازی مانند تویتر و فیس بوک، شبکه های فراوان ماهواره ای اعم از خبری و تحلیلی و همچنین فعالیت انواع سایت ها و وبلاگ های فتنه گر بود. لازم به توضیح است که عامل دوم بدون فرض وجود عامل اول خیلی کارایی نداشت و ندارد.
واضح است که استکبار جهانی با توجه به خوی استکباری اش، قطعاً هدف اصلی اش نابود کردن اساس اسلام است و اگر توان آن را داشته باشد (که ندارد) لحظه ای درنگ نخواهد کرد.اما در مرحله ای پایین تر، شرک و کفر جهانی سعی می کند هجوم اش را متوجه گفتمانی از اسلام کند که با زیاده خواهی های آنها مبارزه می کند و اصطلاحاً خواب راحت را از چشم آنها ربوده است. حال این مساله را بگذارید کنار این موضوع که در این مملکت، سی سال پیش انقلابی بر اساس گفتمان اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله وسلم) شکل گرفته؛ انقلابی که داعیه ی این را دارد که می خواهد سنگرهای کلیدی جهان را فتح کند. بنابراین طبیعی است که باید تمام نگاه ها، از استکبار جهانی گرفته تا مستضعفین و پابرهنگان همیشه تاریخ، به نظام جمهوری اسلامی و عملکردش باشد.
در انتها باید اضافه کرد که فتنه دو جنبه ی “تهدید” و “فرصت” را با خود دارد. شما توجه کنید، درست است که فتنه ی سال گذشته موجب خدشه دار شدن وجه ی نظام اسلامی در دید جهانیان شد؛ اما به اعتقاد بنده بصیرتی که توده های مردم در این ماجرا بدست آوردند، شاید در تاریخ انقلاب اسلامی بی نظیر بود. هر کسی- بالاخص حوزویان- که دغدغه ی دین و انقلاب و نظام اسلامی را دارند، باید از این فرصت طلایی برای معرفی و شناساندن و ریشه کن کردن جریان های فاسد و منافق کمال استفاده را بکنند که به قول سید شهدای اهل قلم، “جنگ آخرالزمان جنگ بین اسلام ناب و اسلام آمریکایی است”.

مطلب 2

نهم دي ماه سال 1388 خداوند يد بيضايي قدرت خود را به ياري جبهه حق رساند و حق را بر سر باطل کوبيد. حرمت شکني بي محاباي ارزشهاي مقدس مردم در عاشوراي سال گذشته توسط فتنه گران علاوه بر نشان دادن ماهيت انحرافي اين جريان باعث شد خشم مقدس مردم به جوش بيايد تا حماسه تاريخي ملت ايران در نهم دي سرمنشا بسياري از تحولات پسيني قرار بگيرد. در اين زمينه شايسته است بر برخي نکات امعان نظر شود.‏

1-حماسه تاريخ ساز نهم دي نقطه عطفي در فرسايش فرماسيون کاذبي بود که اپوزيسيون داخل و خارج از کشور پس از انتخابات شکل داده بودند . در اين فرماسيون القايي ضمن جابجايي افکار عمومي و دامن زدن به ترديد ها مي بايست باورها، ارزش ها و ايستارهاي پذيرفته شده ملت ايران فرو مي پاشيد تا بر اين ويرانه، شالوده بنايي مصنوعي که شايد مانند قرقيزستان 5 سال هم دوام نمي آورد، بنا شود.‏ غافل از اينکه هنجارشکني اپوزيسيون که در عاشوراي 88 به نقطه اوج خود رسيد ترمز اين فرماسيون را کشيد و باعث شد رانندگان آن با سر محکم به شيشه هاي جلو برخورد کنند. در واقع نهم دي اپوزيسيون را در مرحله انفعال قرار داد و هزينه حمايت از اين جريان را در افکار عمومي افزايش داد. پس از اين راهپيمايي و استمرار آن در حماسه22 بهمن همان سال لايه هاي منفعل جريان سبز، بسيج ناپذيرتر شده و لايه هاي اصولگراي منفعل، فعال تر وقابل بسيج تر شدند. اين روند فرسايشي فرقه سبز در ادامه ابتکار عمل را به مردم سپرد به گونه اي که امروز حماسه تاريخي نهم دي به عنوان تکيه گاه تصميمات بزرگ در کشور شناخته مي شود و راقم بسياري از معادلات فراروي ملت ايران در حوزه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي و تلقي مي گردد.

‏2- جنبش هاي مردمي اغلب ناشي از تکثير و تزايد انديشه هاي انتقادي هستند که به تدريج در اتصال با يکديگر در يک مقطع حساس و تعيين کننده توليد نيرو مي کنند. اين نيرو بعضا قدرت خارق العاده اي دارد و مي تواند سرنوشت تاريخ را عوض کند. راهپيمايي عظيم نهم دي در محکوميت سران فتنه تجلي خشم مقدس مردم بود که در چند ماه پس از انتخابات تل انبار شده بود و مسئله حرمت شکني عاشورا باعث شد اين کاسه صبر لبريز شود و يک حرکت خود جوش مردمي و بي سابقه در کشور شکل بگيرد به گونه اي که اگر چه در حمايت از حاکميت بود اما با خروج از کنترل حاکميت بخشهايي از نظام از جمله قوه قضائيه را آماج انتقادات تندي نمود.‏ تحديدانديشه هاي انتقادي مردمي در قالب برخورد حکيمانه قوه قضائيه با سران فتنه باعث شد به يک باره انگشت اتهام در نهم دي به سوي اين قوه گرفته شود و دستگاه قضا متهم به کم کاري، تساهل و مدارا گردد. تحولات شش ماهه منتهي به نهم دي 1388 ضمن دو قطبي کردن فضاي کشور بستر را براي ائتلاف عمومي در حمايت از نظام و تعيين کنندگي مردم براي فيصله دادن به ماجرا ايجاد کرد.‏ ‏3- يکي از دستور کار هاي اپوزيسيون در فتنه سال گذشته که رگه هايي از آن هنوز ادامه دارد تلاش براي گسترش حوزه استقلال نهادهاي ديني از حکومت به منظور توسعه عرصه عمل مستقل نيروهاي مخالف بود. حسين بشيريه يکي از تئوريسين هاي فتنه سال گذشته در تعيين تکاليف رهبران داخلي جريان سبز در گفتگوي مفصل خود با نشريه “لوگوس” مي گويد: “بايد حوزه دين به عنوان عرصه اي مستقل از حکومت و مرتبط با اپوزيسيون تلقي شود به نحوي که دستكم از لحاظ اخلاقي، علماي مستقل و منتقد، مرجع تظلم آسيب ديدگان از مظالم نيروهاي حکومتي به شمار آيند.”‏ اين سناريو که در قبال معدودي از علما و روحانيون توانست موفقيت هايي به دست آورد اما با هوشياري و بصيرت مراجع معظم و قاطبه روحانيت آگاه در نطفه خاموش شد.‏ مشخصا در موضوع حرمت شکني عاشورا روشنگري هاي مرجع عاليقدر تشيع آيت الله حسين نوري همداني و حرکت شجاعانه وي در اين ايام براي هميشه در تاريخ ثبت مي شود. در جريان هتک حرمت عاشورا، آيت الله نوري همداني پيشتاز اعتراض شد و غيرتمندانه براي حراست از حريم حسيني(ع) به ميدان آمد. مردم قم در اين ايام بارها ضمن تجديد بيعت با آرمان‌هاي رهبر معظم انقلاب، حمايت خود را از مواضع‎ ‎روشنگرانه آيت‌الله نوري همداني در پشتيباني از مقام عظماي ولايت اعلام کردند‏‎.‎ ‏4- مقام معظم رهبري به بهانه سالروز 19 دي در بيانات مهمي حضور عظيم و تعيين كننده ملت مؤمن، بابصيرت و با غيرت ايران را در راهپيمايي سراسري نهم دي، تجلي دست قدرت خدا و حركتي ماندگار در تاريخ انقلاب خواند و تأكيد كرد: ” در چنين شرايطي، اين حركت مردم، اهميت مضاعفي داشت و روح ولايت، و روح حسين بن علي (ع) در آن ديده مي شود و همانگونه كه امام راحل همواره مي گفت تجلي دست قدرت خدا بود. ” ايشان در ديدار هزاران نفر از مردم قم در سالروز حادثه عظيم 19 دي سال 56 گفت: ” اگر صدها بار براي نعمت هوشياري اين ملت، سجده شكر بجا آورده شود، باز هم كم است. ” در نهم دي ماه بار ديگر ملت ايران تاريخ ساز شد و نشان داد که محکوم به تکرار تاريخ نيست. ملت ايران ثابت کرد قرباني پاک يا ناپاكي در مسيري پوك نخواهد شد و قدرشناس نعمت ولايت است. انقلاب،نظام مقدس جمهوري اسلامي و ملت ايران در نهم دي نفسي تازه کرد و جهانيان به عينه ديدند که مردم و حکومت در ايران اسلامي در پرتو ولايت فقيه يک حقيقت واحد هستند. ملت فهيم و آگاه ايران با حضور تاريخي خود در نهم دي بار ديگر نشان دادند که به مراتب از نخبگان جامعه جلوتر هستند و اجازه نمي دهند که ميراث خون صدها هزار شهيد زير چکمه هاي دشمنان اين انقلاب اعم از آمريکا، انگليس، رژيم صهيونيستي، ديگر قدرتهاي استكباري، مرتجعين وابسته به نظام سلطه و منحرفان داخلي پايمال شود.‏

مطلب 3

9 دی فتح‌الفتوح ملتی بود که بر بومی‌گرایی در عرصه سیاست و حکومت تأکید کردند و پیوند جریاناتی که همانند جنگ احزاب د رصدر اسلام عمل می‌کردند را پاره نمودند.

از میان دستاوردها و پیام‌های قیام 9 دی‌ماه 1388، مسئله پایان یافتن قرائت‌های لیبرالی و جمهوری‌خواهی از امام راحل کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

 قطعاً کسانی که ضمن محوریت در مسیر فتنه، سال‌ها به بهانه مردم‌سالاری و خط امام نان خورده‌اند، نمی‌توانند قیام میلیونی اکثریت ملت را در مسیر امام ندانند.

شعارها و مطالبات مردمی که 9 دی‌ماه در سراسر کشور به میدان آمدند، تأکید بر غبارزدایی از خط نورانی امام بود؛ بنابراین مدعیان دروغین امام که به جای مطالعه عملکرد خویش، به سابقه خویش می‌چسبند، بدانند که 9 دی به مثابه فرقان بود که یک طرف آن خط نورانی امام و یک طرف آن پالایش‌شدگان این خط قرار داشتنتد، زیرا امام دارای شاخص‌های تعریف شده و مشخص بود که خوشبختانه در سیره و اندیشه وی درج شده و قابل دسترسی برای همگان است.

امام چند شاخص سلبی برای اداره کشور داشت که تا آخرین لحظات عمر از آنها دفاع می‌کرد. مردم در 9 دی آمده بودند تا همان شاخص‌ها را یادآوری کنند.

 از جمله این شاخص‌ها تأکید بر قانون بود. اولاً، امام گریز از قانون و اقدامات خودسرانه در مقابل نظام جمهوری اسلامی را به شدت مورد حمله قرار می‌داد. ثانیاً، امام هر اقدامی که موجب خوشحالی دشمنان می‌شد را سرزنش می‌کرد. ثالثاً، ورود لیبرال‌ها به قدرت و خانواده انقلاب را به شدت مانع می‌شد.

 صحنه‌های عاشورای سال 1388 در خیابان‌های تهران عین صحنه‌هایی است که منافقین در نیمه اول سال 1360 و اواخر سال 59 در تهران به اجرا درمی‌آوردند. نگاه و قضاوت امام نسبت به آن صحنه‌ها کاملاً مشخص است. آنجا که منافقین از امام می‌خواستند خدمت ایشان برسند و ایشان می‌فرمود: «شما از این کارهایتان دست بردارید من خدمت شما می‌آیم.»

بنابراین شاخص امام برای ارتباط با افراد، درستی راه آنان بود و به آنانی که با بی‌قانونی و فشار به دنبال باج‌خواهی بودند، هیچ موقع باج نداد. اصلاح دیگران را مقدم بر ارتباطشان با نظام می‌دانست و در حقانیت راه خویش ذره‌ای تردید نداشت.

 امام با صراحت درباره عزل جانشین و حاصل عمر خویش فرمود: «چارچوب دوستی من با افراد در درستی راه آنان نهفته است و دفاع از حزب‌الله اصل خدشه‌ناپذیر نظام جمهوری اسلامی است».

حال باید پرسید قیام‌کنندگان 9 دی حزب‌الله بودند یا عربده‌کشان ظهر عاشورای سال 1388؟ امام می‌فرمود: «تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال‌ها بیفتد.» لیبرال‌ها در قیام 9 دی حضور داشتند یا در صفوف انتهایی فتنه؟

 بیانیه‌های لیبرال‌ها در هشت ماه نبرد نرم در تأیید مواضع چه کسانی و چه جریانی بود؟ امام خاندان پهلوی را برای همیشه تاریخ به زباله‌دان فرستاد. چطور شد که فرزندان پهلوی با صراحت اعلام کردند که «با سرنگون‌کنندگان پدرم به یک تقاطع مشترک رسیدیم.»

قطعاً اگر امام می‌بود اصحاب فتنه و فتنه‌سازان عاشورای سال 1388 را اهل “بعثی” معرفی می‌کرد. امامی که به خاطر یک استعفاء بر موسوی آنگونه تشر می‌زد، اگر صحنه‌های روز عاشورا را می‌دید چگونه برخورد می‌کرد؟

قیام 9 دی پایان‌دهنده به مدعیان دروغین بود. 9 دی فتح‌الفتوح ملتی بود که بر بومی‌گرایی در عرصه سیاست و حکومت تأکید کردند و پیوند احزاب، افراد و جریاناتی که همانند جنگ احزاب درصدر اسلام عمل می‌کردند را پاره نمودند.

بعد از قیام 9 دی ماه سران فتنه در بن بستی دوگانه قرار گرفتند، زیرا از آن روز به بعد نه می‌توانند مدعی امام باشند و نه مدعی مردم. هر دو مسیر را خراب کرده‌اند. پیمودن این دو راه بدون حرکت در مسیر ولایت امکان‌پذیر نیست. نمی‌توان مدعی امام بود و از ولایت عبور کرد. نمی‌توان مدعی مردم بود و حرکت میلیونی آنان را پاس نداشت، نمی‌توان خود را جزء وارثان و اصحاب صف اول انقلاب دانست و مطالبه اجرای اصل 27 قانون اساسی را غریبه‌وار و برای حضور ضدانقلاب در صحنه خواست. نمی‌توان هم انقلابی بود و هم به دنبال جای پایی برای ضدانقلاب در قدرت گشت.

برای افشای فتنه و تفسیر فراسلیقه‌ای از آن هیچ شاخصی وزین‌تر و مقبول‌تر از گفتار و نوشتار امام نیست و هیچ سندی برای اثبات فتنه فتنه‌گران بهتر از اسناد به جای مانده از امام نیست.

 وقتی امیرالمومنین(ع) ابن عباس را برای مذاکره با خوارج در نهروان فرستاد، به وی فرمود: از قرآن برای آنان سخن نگو، فقط از پیامبر بگو. زیرا آنان قرآن را به تفسیر خود درمی‌آوردند، اما نمی‌توانستند مدعی اسلام باشند و سخنان واضح پیامبر درباره امیرالمؤمنین را نپذیرند.

برای کرنش در مقابل ملت در 9 دی و اعتراف به انحراف از خط امام شجاعت لازم است، اما تاریخ نشان می‌دهد که اهل دنیا معمولاً از این شجاعت برخوردار نیستند.

مطلب 4

روز نهم دي در واقع روز نه گفتن ملت ايران به سران فتنه و آري گفتن به نظام اسلامي و بيعت مجدد مردم با آرمان هاي والاي حضرت امام خميني(ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامي است. مردم در اين روز، تير خلاص را به سران فتنه شليك و پشت پيكر نامبارك فتنه را به خاك ماليدند.

روز نهم دي ماه در تاريخ انقلاب اسلامي با عنوان روز «بصيرت» تبديل به يوم الله و ماندگار گرديد. در اين روز ماندگار و تاريخي ملت هميشه در صحنه ايران اسلامي، حماسه اي ديگر آفريد و دشمنان خدا و دينش را مأيوس و نااميد ساخت و قلب امام زمان (عج) و نائب بر حقش حضرت آيت الله العظمي خامنه اي(دامت بركاته) را شاد ساخت. بررسي چرايي پيدايي اين حماسه در سال گذشته موضوع اين نوشتار است كه به اختصار به آن پرداخته مي شود.

ماهيت حماسه نهم دي ماه 88

حماسه نهم دي 88 را از زواياي گوناگون مي توان واكاوي نمود و در باب آن سخن گفت. در ماهيت شناسي اين روز مي توان گفت نهم دي، روز غلبه جنود الهي بر جنود شيطان است. روز خروش ملت ايران و آشكار ساختن خشم مقدس در برابر اهانت ها و حرمت شكني هاي عده اي غافل و يا مزدور وابسته به اجانب نسبت به مقدسات در روز عاشوراي حسيني است. روز نهم دي در واقع روز نه گفتن ملت ايران به سران فتنه و آري گفتن به نظام اسلامي و بيعت مجدد مردم با آرمان هاي والاي حضرت امام خميني(ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامي است. مردم در اين روز، تير خلاص را به سران فتنه شليك و پشت پيكر نامبارك فتنه را به خاك ماليدند.
در روز نهم دي ماه 1388، مشروعيت سياسي نظام اسلامي ايران بار ديگر با حضور خودجوش ده ها ميليوني مردم در تهران و تمامي شهرهاي ديگر كشور به جهانيان اعلام گرديد.
روز نهم دي، روزي است كه مردم ايران نشان دادند دشمنان خود و انقلاب خود را به خوبي مي شناسند و هرگز فريب حيله ها و نيرنگ هاي آنان را نمي خورند. روز نهم دي روزي است كه مردم ايران نشان دادند كه با بصيرتند و در ميان گرد و غباري كه فتنه گران به پا كرده اند هرگز، نه راه را گم مي كنند و نه دست از راهبر واقعي كه همانا ولايت فقيه است، بر مي دارند و در نهايت روز نهم دي روزي است كه مردم مسلمان و انقلابي ايران نشان دادند كه اين جمله حضرت امام (ره) را كه فرمودند: «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت تان آسيب نرسد» به خوبي در عمل به آن معتقد و پايبند هستند.

نهم دي واكنش مردم به حرمت شكني در عاشورا
حركت خودجوش و حماسي مردم در نهم دي سال گذشته، واكنش مردم مسلمان و انقلابي ايران به حرمت شكني ها در روز عاشورا بود. روز عاشوراي سال گذشته گروهي كه خود را وابسته به فرقه سبز مي دانستند به خيابان ها آمده و در چارچوب سناريوهايي از قبل طراحي شده با دادن شعارهايي عليه نظام اسلامي و ارزش هاي آن، در حالي كه هلهله مي كردند و كف مي زدند، به عزاداران حمله ور شده و برخي از خيمه هاي عزاي حسيني را به آتش كشيدند. اين جماعت كه هيچ شباهتي به عزاداران حسيني نداشتند، در پيامي كه از سوي موسوي صادر گرديد با عنوان «ملت خداجوي» معرفي شدند. پيام موسوي و اظهارنظر برخي ديگر از سران فتنه در قبال حوادث روز عاشورا، نشان داد كه جريان فتنه با دين و اعتقادات مردم مشكل دارد و به همين دليل در برابر نظام اسلامي و ولايت فقيه ايستاده و انتخابات، بهانه اي بيش نيست.
اين رفتار فتنه گران، واكنش پرخروش و حماسي مردم در نهم دي را به دنبال داشت كه در آن مردم به صورت متحد و يكپارچه در برابر فتنه گران به صحنه آمده و آنان را منزوي ساخته و به حاشيه راندند.

چرا حرمت شكني در روز عاشورا
برخلاف ادعاي موسوي و ديگر سران فتنه و احزاب و گروه هايي كه فتنه گران را همراهي كردند، افراد حرمت شكن در روز عاشورا، هيچ نسبتي با ملت خداجوي و عزاداران امام حسين(ع) نداشتند. حرمت شكنان، مجموعه اي ناهمگون با باورها و اعتقادات متفاوت و بعضاً متضادي بودند كه با هدف مقابله با نظام اسلامي به صحنه آمده بودند. منافقين، بهايي ها، سلطنت طلبان، گروه هاي چپ گراي ماركسيستي، شيطان پرستان، ليبرال ها و ملي گرايان غرب گرا و عده اي هم از انقلابيون فرسوده و پشيمان از مبارزه با شاه و آمريكا اين جماعت را تشكيل داده بودند. بنابراين اساساً بسياري از آنان با عاشورا و فرهنگ آن و با شور و حال عزاداران امام حسين(ع) بيگانه بودند و همين بيگانگي باعث شد كه اقداماتي را انجام دهند كه مردم مومن و انقلابي چهره واقعي آنها را آن گونه كه هست، بشناسند. شعارهاي حرمت شكنان در روز عاشورا در ادامه شعارهاي پيشين آنان در روزهاي قدس، 13 آبان و 16 آذر بود. لكن اين ويژگي عاشوراي حسيني است كه به خوبي صف حق طلبان را از صف مدعيان دروغين حق جدا مي سازد.

جريان فتنه و مناسبت ها در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، جرياني كه اكنون با عنوان جريان فتنه شناخته مي شود و پيش از اين با عنوان دوم خرداد و جبهه اصلاحات از آن ياد مي گرديد، اين جريان كه مطمئن بود در انتخابات پيروز نخواهد شد، سناريوي احتمال تقلب در انتخابات را طراحي كرد. كساني كه در اتاق هاي فكر اين جريان، اين سناريو را با الگوگيري از انقلاب هاي مخملي كشورهاي شوروي سابق طراحي كرده بودند، هيچ ترديدي نداشتند كه با ادعاي تقلب در انتخابات و كشاندن هواداران سازمان يافته به خيابان ها، نظام را وادار به عقب نشيني كرده و ابطال انتخابات را به رهبري و شوراي نگهبان تحميل خواهند كرد. تصور آنان اين بود كه با باطل شدن انتخابات، مديريت امور را با پشتوانه حضور هواداران حاضر در صحنه در دست خواهند گرفت و به اهداف و مقاصد سياسي خود دست خواهند يافت.
هوشياري رهبري و مردم در برابر اين جريان فتنه گر، آنان را در رسيدن به اهداف ناكام ساخت. سران فتنه و حاميان خارجي آنان كه براي اولين بار با شكست سنگين مدل انقلاب هاي رنگي در ايران مواجه شدند براي به چالش كشاندن نظام و بحران سازي براي دولت، ضمن كودتايي معرفي كردن دولت و نامشروع دانستن آن، راهبرد استفاده از مناسبت ها را براي عرض اندام در صحنه و آوردن هواداران به خيابان ها انتخاب كردند. آنان تصور مي كردند مي توان با انبوه هواداران معترض، نظام را به چالش كشيد.

مناسبت هايي كه روشنگري كرد جريان فتنه اين تصور را داشت كه مناسبت ها بهترين فرصت براي به چالش كشاندن نظام اسلامي خواهد بود. موسوي كه ادعاي تقلب در انتخابات را داشت، اما هيچگاه مسير قانوني را براي پيگيري شكايت خود برنگزيد و به كف خيابان آمد و مردم را نيز به خيابان ها فراخواند. او تصور مي كرد مردم با او هستند و با آمدن مردم به صحنه، همه چيز بر وفق مراد او پيش خواهد رفت.
اما در صحنه عمل، اتفاقات ديگري رخ داد و دست موسوي كاملاً رو شد. در اولين مناسبت كه روز قدس بود، هواداران موسوي با نماد رنگ سبز، نه تنها حرمت ماه رمضان را شكسته و در ملأ عام روزه خواري آشكار نمودند، بلكه با شعارهايي چون «نه غزه، نه لبنان» و «نه شرقي، نه غربي، جمهوري ايراني» نشان دادند كه هيچ سنخيت و تناسبي با ملت انقلابي و در خط امام(ره) ندارند. در مناسبت دوم كه سيزده آبان و سالروز ملي مبارزه با استكبار بود، اين جماعت به جاي گفتن مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل، شعار مرگ بر چين و مرگ بر روسيه سر داده و وابستگي خود به غرب و سفارتخانه هاي غربي را آشكار ساختند. در سومين مناسبت كه 16 آذر بود، خشم و كينه خود نسبت به حضرت امام(ره) را نتوانستند در دل هاي شان پنهان سازند و با به آتش كشيدن تصاوير حضرت امام، علناً نشان دادند كه آنان هدفي جز حذف تفكر امام (ره) از صحنه سياست ايران ندارند و در چهارمين مناسبت يعني در روز عاشورا، اين چهره هاي واقعي آشكار شد كه آنان با دين و اسلام مشكل دارند. در روز عاشوراي سال گذشته به طور كلي پرده از چهره منافقين جديد و مدعي خط امامي كنار رفت و مردم به خوبي دريافتند كه چگونه افرادي كه در گذشته در صف انقلاب و همراه امام(ره) بوده اند، امروز در صف دشمنان و در مقابل امام(ره) و ولايت فقيه ايستاده اند. بنابراين در روز نهم دي، ملت ايران با خلق حماسه بزرگ اعلام كردند كه آنان در صف ولايت و انقلاب و نظام هستند و نه تنها براي سران فتنه با هر سابقه اي هيچ احترامي قائل نيستند، بلكه به دليل جرايمي كه مرتكب شده اند، خواستار اشد مجازات براي آنان مي باشند.

چرا اين چنين شد؟ اما چرا برخي از افراد با سابقه انقلابي در اين مسير افتاده و اين گونه در برابر امام، نظام و ولايت قرار گرفتند؟ براي پاسخ بايد گفت، بر حسب تجربه تاريخي، حرام خواري، هواهاي نفساني، قدرت طلبي و جاه طلبي از عوامل اصلي انحراف خواص جبهه اهل حق مي باشد. خواصي كه به همين دلايل، با حضرت امير(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) جنگيدند. همين دلايل سبب گرديد كه در انقلاب ما نيز خواصي كه با امام(ره) بودند و سال ها در مسئوليت هاي گوناگون حضور داشتند، امروز به خاطر دنيا و لجاجت هاي شان در برابر نظام اسلامي و رهبري آن بايستند و دنيا و آخرت شان را تباه سازند. اما آنچه باعث خرسندي و اميدواري است، بصيرت توده هاست كه نگذاشت اين انحراف خواص دنياگرا، انقلاب اسلامي را از مسير اصلي خارج سازد و نظام اسلامي را دچار انحراف نمايد.

اظهارات بزرگان درباره 9 دی

حضرت آیت الله نوری همدانی حماسه نهم دی ماه سال 88 را سیلی محکم ملت به جریان فتنه و اربابان آنها دانست و از حضور باشکوه و پرشور مردم در راهپیمایی تاریخی این روز تجلیل کرد.

آیت الله هاشمی بوشهری گفت: حماسه 9 دي مظهر ولايت پذيري جامعه بود؛ زيرا حضور خود جوش و با بصيرت ملت ايران موجب شد اين روز در تاريخ نظام و انقلاب اسلامي ماندگار شد.

آیت الله نمازی حماسه جاويدان ملت ايران در نهم دي ماه سال 88 را سند اقتدار و مردمي بودن نظام اسلامي عنوان كرد و گفت: هتاكي به مقدسات و ارزش هاي ديني نشان داد كه فتنه گران و دشمنان با اساس دين و انقلاب مشكل داشتند.

آیت الله مقتدایی گفت:‌ مردم در جريان فتنه سال گذشته احساس كردند كه گوشه‌اي از اين جريانات متوجه رهبري و ولايت فقيه است، بنابراين به ميدان آمدند و حمايت‌ همه‌جانبه خود را از نظام و رهبري ابراز داشتند.

***

منبع مطالب: http://nohe-dey.blogfa.com

پایگاه دانش آموز مسلمان

Onway.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *