با لقمه حرام که نمی شود جنگید.
همرزمان شهید خرازی نقل کرده است: سفره وسط سنگر پهن بود و قابلمه و بشقاب ها پُر. «مهمان نمی خواهید؟» حاج حسین خرازی بود، با چشمانی براق و لبانی خندان. «این همه غذا! منتظر کس دیگری هستید؟» نه حاجی، دوازده نفریم؛ اما گفتیم 21 نفر؛ غذا گرفتیم. پیشانی اش پر خط و صورتش بر افروخته…