اهم نکات تربیتی و مدیریتی

۱٫ روشن بودن هدف یا داشتن چشم انداز و نقشه راه
منظور این که هدف مجموعه/ تشکل باید مشخص باشد. اینکه قرار است چه بکند؟
مخاطبان اصلیاش چه کسانیاند؟
به کجا میخواهد برسد؟
چطور میخواهد برسد؟
و …
گاهی افراد یا مجموعهای فعالیتی را شروع میکنند و در میانه کار یادشان میرود برای چه و با چه هدفی شروع کردهاند و شیطان و زمانه و مشکلات، مسیر آنها را عوض کرد.
ما نهادها و گروههای فرهنگی و هنری بسیاری را سراغ داریم که با نیتهای پاک و اهداف مقدس کاری را شروع کردند ولی با گذشت زمان و عدم توجه دائمی به اهداف و آرمانها و نداشتن چشمانداز، کم کم از مسیر اصلی و آرمانهای خود فاصله گرفتند و عمدتاً به سمت مسائل مادی و اقتصادی و حتی سیاسی کشیده شدند.
اگر هدف مجموعهای به ویژه مخاطبان اصلی آن روشن و معین باشد با تمرکز توان و انرژی مجموعه به سمت آن هدف مشخص حرکت میکند و زودتر به این هدف خواهد رسید و به علت تمرکز قوا، اثرگذارتر و جریانسازتر خواهد بود؛ لذا به همراه هدف مشخص، باید تمرکز قوا و اولویت سنجیها هم باشد. چه بسا مجموعههایی اهداف مشخص دارند ولی به خاطر عدم تمرکز روی اهداف مهمتر و عدم رعایت اولویتها، نتوانستهاند آن طور که باید و شاید، موفق و موثر باشند.
این مثال را همواره باید به خاطر داشت که نور معمولی آفتاب، کاغذ را نمیسوزاند، امّا اگر این نور را به وسیله ذرهبین روی کاغذ متمرکز شود، کاغذ را میسوزاند.
۲٫ شناسایی دقیق محیط یا اطلس جامع فرهنگی منطقه
هر مجموعهای به این نیاز دارد که محیط پیرامونی یا محیط فعالیتش را دقیق بشناسد، گروههای همفکر، همسو و همکار و با تجربههای این زمینه را در منطقه شناسایی کند. چرا که این شناسایی و آشنایی میتواند به صورتهای مختلف تعامل، همفکری، کار مشترک، استفاده از پتانسیلها و ظرفیتهای همدیگر و پرهیز از موازی کاری و … بینجامد.
به تعبیری، نقشه ای جامع یا اطلس فرهنگی و اجتماعی از منطقه و محل فعالیت خود داشته باشد.
۳٫ ارتباطات برنامهریزی شده و ضابطهمند
قدرت اوّل هر مجموعه، ارتباطات آن است؛ ارتباط چه با مخاطب، چه با گروههای مرجع و چه با نیروهای خودی و چه با گروههای همفکر و همکار در شهر، منطقه و کشور. یکی از شروط توانمندی هر مجموعه، ارتباط است امّا اینگونه نیست که صرف ارتباط باعث توانمندی شود.
به تعبیری دیگر، ارتباط شرط لازم و نه شرط کافی توانمند کردن مجموعه است.
نکته قابل ذکر اینکه ارتباط با مسئولین، باید ضابطهمند و در راستای نیاز و از سر ضرورت باشند. چه بسا مجموعههایی که فقط به خاطر ارتباطات بیضابطه با نهادها و سیاسیون به انحراف رفتهاند و ابزاری برای آنها شدهاند.
۴٫ بالا بردن فعالان مجموعه از لحاظ شخصی و شخصیتی
کسی که وارد فعالیتهای گروهی میشود، باید از لحاظ روحیه و توانمندی با بقیه، از جمله کارمندان، مدیران، کارگران و … فرق کند و از روحیه و انگیزه بالاتری برخوردار باشد.
با انگیزهتر، سختکوشتر، منظمتر، دلسوزتر، امیدوارتر و … باشد. زود رنج و عجول نباشد.
مصرفگرا نیست و روحیه حرص و مصرفزدگی ندارد. اهل صبر و استقامت باشد.
مدل زندگی یا سبک زندگی یک فعال فرهنگی با دیگر فعالان فرق دارد.
چون کار فرهنگی با روحیه اداری و پشت میز نشینی خیلی فرق دارد.
۵٫ داشتن نگاه جامع و همچنین جامعیت فکری
نگاه جامع اینکه مدیران مجموعه تا حد ممکن، جوانب مختلف کار و همچنین ظرفیت نیروها را بداند و با روحیات، مشکلات و دغدغههای آنها آشنا باشندو در سپردن کار متوجه این نکات و ظرایف باشند و در تربیت نیرو دقت شود.
۶٫ نظم و برنامهریزی
فعال یا مجموعه بینظم و بیبرنامه به جایی نمیرسد. این گونه فعالان و مجموعهها همیشه تابع موج خواهند و زود جو زده خواهند شد. افراد و گروههای بیبرنامه، از هر توصیه و پیشنهادی استقبال می کنند و همیشه آماده اجرای یک طرح یا برنامه جدید هستند بدون توجه به این که آیا این طرح یا پیشنهاد در راستای فعالیتها و اهداف است یا خیر؟
چنین فعالیتهای گوناگون و غیر مرتبط، هم فرد و هم مجموعه را خسته و در بلند مدت بیانگیزه و منحرف میکنند و حداقل این که فرصت را از دست میدهند و باعث پراکندگی و جدایی نیروهای مستعد از مجموعه میشود.
۷٫ تمرین کار و فعالیت جمعی و الزام به تبعات آن
هر فعال و تشکلی برای نهادینه کردن گفتمان انقلاب و دغدغههایش باید کار جمعی را در خودش نهادینه کند. از مطالعات دسته جمعی گرفته تا اردوهای جمعی و … در کارهای جمعی خیر و برکتی است که در فعالیتهای انفرادی نیست و بی جهت نیست که دین اسلام ما را به فعالیتها و عبادات جمعی چون نماز جماعت، نماز جمعه و… توصیه کرده است؛ لذا هر فعال و هر مجموعهای باید برای رسیدن به آرمانهای بلند و متعالیاش، تک محوری و تکروی را کنار بگذارد
کار فرهنگی گروهی برای اینکه به نتیجه برسد باید لوازم آن رعایت شود. اگر وقتی فردی خارج از گروه، فعالیت هایی انجام می دهد که به ضرر گروه تشخیص داده شد باید برخورد شود. برخورد هم با افراد داخل مجموعه با خارج از مجموعه فرق دارد. اما متأسفانه غالب این برخوردها با افراط و تفریط همراه است و برای افراد رشد و سازندگی به همراه نمی آورد، بلکه کینه و کدورت یا غرور و تنبلی را فراهم میآورد.
۸٫ استفاده از امکانات و ظرفیتهای پیرامونی
هر فعال و تشکلی باید از امکانات پیرامونی نهایت استفاده را ببرد. درست است که اکثر امکانات در تهران و قم و چند شهر بزرگ متمرکز است ولی هر شهر و منطقهای یک سری امکانات و ظرفیتهایی ویژه دارند که ابتدا باید آن امکانات و ظرفیتها شناسایی شود و سپس برای آن برنامهریزی شود. مثلاً شهری ممکن امامزاده یا مکان توریستی یا جاذبه گردشگری داشته باشد یا در مسیر یک جاده پر تردد و حیاتی باشد که خودش یک فرصت است.
محدودیت و کاستی در همه جا وجود دارد. هنر آن نیست که پس از تأمین همه شرایط و امکانات حرکت کنیم بلکه هنر آن است که درتنگناها و محدودیتها و کمبودها، از حداقلها، بهترین استفاده را ببرییم.
اگر بخواهیم منتظر اصلاح همه کاستیها و مطلوب شدن همه موجودها و تجهیز امکانات باشیم تا پس از فراهم شدن همه شرایط اقدام کنیم، باید بدانیم که هیچ وقت به چنین نقطهای نخواهیم رسید. پس عاقلانه آن است که به جای تقاضای اکید توسعه امکانات، توجه شدید خود را به بهرهگیری از امکانات موجود کنیم.
متأسفانه فعالان تشکلهای فرهنگی یا دانشجویی بسیاری را میبینیم که همه فعالیتها را با رسیدن پول و دریافت امکانات تعریف کردهاند و اگر پول و بودجهای به آنها نرسد فعالیتی را انجام نمیدهند. این مشکل به صورت جدی در غالب تشکلهای فرهنگی و دانشجویی ما وجود دارد.
۹٫ مشورت و همفکری
مشورت و همفکری هم باید درون گروهی و بیرون گروهی باشد. اگر در کارها، مشورت نکنیم یا خلاف نظر جمع عمل کنیم، فعالان و همراهان ما در مجموعه دلسرد میشوند و با این روحیه کار تربیتی انجام نمیشود.
۱۰٫ اطلاعرسانی در مورد فعالیتهای خود
هر مجموعهای برای فعالیتهای خود باید اطلاعرسانی مناسبی را کند. اطلاعرسانی باعث الگودهی و انگیزهبخشی به دیگر مجموعهها میشود. حداقلش اینکه دیگر شهرستانها و مناطق هم در مییابند که جبهه فرهنگی انقلاب در سراسر کشور حضور دارد و سربازانی این علم را در شهر خویش زنده نگهداشتهاند و… به بیانی، تداعیگر حفظ خاکریز و سنگر به صورت یک نفره است.
در جبهه مخالف گفتمان انقلاب اسلامی میبینیم که آنها به صورت منظم، منسجم و برنامهریزی شده به اطلاعرسانی و تبلیغ افکار و آراء و محصولات خود میپردازند گویی چیزی غیر از آن وجود ندارد.
۱۱٫ حفظ عزت نفس خود و تشکل
اگر مجموعهای واقعاً نیاز به بودجه و امکانات دارد، عزتمندانه از آنها درخواست بودجه و امکانات کنید. کاسه گدایی به سمت مسئولین دراز کردن درست نیست. طرز درخواست بودجه و امکانات باید به گونهای باشد که عزت نفس فرد و مجموعه لکهدار نشود.
حواسمان باشد که شعر زندهیاد دکتر سید حسن حسینی در مورد ما صادق نشود که گفت: «شاعری وام گرفت، شعرش آرام گرفت».
عزت نفس در برخورد با مدیران و مسئولین خود باعث رشد و شکوفایی و استقامت مجموعه در برابر خواستهای جناحی و امیال افراد میشود.
۱۲٫ پرهیز از اختلاط پسر و دختر
ایجاد محیط سالم برای هر فعالیتی ضروری است خصوصاً در این زمینه. محیطی که زمینه و امکان ارتکاب گناه را فراهم کند، محیط سالمی برای فعالیت فرهنگی و گروهی نیست. پرهیز از اختلاط چه در هسته شورای مرکزی و چه مخاطبان برنامهها. چرا که هم عقوبت الهی دارد و هم اینکه مجموعه را قطعاً و یقیناً به انحراف میکشاند یا از هم فرو میپاشاند؛ لذا برای سالم بودن محیط فعالیت بسیار ارزش قائل شویم.
۱۳٫ توجه به نیروهای همفکر و زیر مجموعه
مجموعهای موفق و ماندگار است که اسباب رشد و تعالی همه جانبه نیروها را چه معرفتی و معنوی، چه اقتصادی و معیشتی به درستی فراهم کند. مثلاً در صورت نیاز مجموعه، نیروها را به کلاسها و دورههای ویژه آموزشی و معرفتی (مثلاً ویراستاری، زبان، خبرنگاری، مستندسازی، تفسیر، معارف اسلامی و…) بفرستند.
بی توجهی به دغدغهها، سئوالات، پیشنهادات و مشکلات همراهان و زیر مجموعه در آینده نزدیک تأثیر خودش را نشان میدهد و عموماً منجر به جدایی از مجموعه و یأس از فعالیتهای فرهنگی گروهی میشود؛ لذا در فعالیتهای گروهی، جلسات منظمی با فعالان و اعضا داشت تا همنوایی و هماهنگی و همفکری بیشتری بر مجموعه حاکم شود و همگان خود را مسئول رشد یا رکود مجموعه تلقی کنند و کار را از آن یک فرد یا مدیر مجموعه ندانند و همگان دلسوز مجموعه باشند.
۱۴٫ پرهیز از تزریق بودجه بیبرنامه
تزریق بودجه و امکانات برنامهریزی نشده و غیرضروری باعث تنبلی و انحراف مجموعه میشود. افزایش بودجه و امکانات غیر ضروری و همچنین حقوق بیمبنا در موسسات فرهنگی اقتصادی، برای آنها سم است. از روحیه اصالت بودجه دست برداریم.
امکانات و بودجه غالباً نقشی کاتالیزوری دارند، یعنی به گسترش و تداوم کار کمک میکنند، نه این که اصل شروع یک فعالیتی باشند. اگر نگاه ما درست و تربیتی باشد، بدون بودجه هم میتوان فعالیت گروهی و فرهنگی موثر داشت.
۱۵٫ خوش قولی و خوش خلقی و پایبندی به تعهدات و قولها
بدون مبنا وعده ندهیم و توقع کاذب ایجاد نکنیم. اگر کاری را در یک وقت مورد انتظار نمیتوانیم انجام بدهیم، بگوییم نمیتوانیم. با عمل به حرفهایمان نشان دهیم که به حرفهایی که میزینم، هم اعتقاد داریم و هم اینکه پایبندیم. امری که متأسفانه بین مذهبی و حزب اللهی، خلاف آن، خیلی عادی و متعارف است!
۱۶٫ تقسیم کار در مجموعه بر اساس شایستهسالاری
در هر مجموعه بر اساس شایستهسالاری و توانایی افراد، مسئولیتها را تقسیم کنیم و بر اساس آقازادگی، طلبه و روحانی بودن، تهرانی بودن، بزرگتر بودن سنی و … عمل نکنیم.
۱۷٫ توجه به آموزش مداوم
تجربه نشان داده است هر انسانی پس از چندی فعالیت، نیاز به بازخوانی اهداف و آرمانها دارد و شارژ روحی و روانی و انگیزشی و آموزشهای جدید دارد تا بتواند با عزم و ارادهای جدیتر به ادامه فعالیت بپردازد. وقتی ما دائم در فعالیت باشیم و توجه به تقویت مبانی و مطالعات و تفکر در فعالیتهایمان کمرنگ شود، به مرور زمان استحاله میشویم. چون آدم کم مایه، محکوم افکار و برنامههای دیگران میشود.
غالب ما در فعالیتهای خود چنان فعالیت میکنیم که از خود و همراهان غافل میشویم و هر روز یا هر هفته، چندین برنامه سنگین را انجام میدهیم و پس از آن یک ماه یا چند ماه استراحت میکنیم و آموزش را فقط به یک زمان خاصی اختصاص میدهند. این نوع برنامهریزی در تشکلهای دانشجویی بسیار دیده میشود. این اشتباه است که برخی از فعالان و مدیران مجموعه آموزش و مطالعه و افزایش بینش و مهارت را منوط به تابستان میدانند.
پس برای طول سال هم برای آموزش نیروها و مخاطبان، باید برنامهریزی لازم را داشت.
۱۸٫ اعتقاد و باور به برنامه و اهداف
هر فعال یا مجموعهای باید به فعالیتها و برنامههایش ایمان و اعتقاد داشته باشد. اگر ایمان راسخ و باور به برنامه و فعالیت خود نداشته باشد، در انجام آن سستی میکند و با اندک مخالفت یا مانعی، از ادامه آن باز میماند.
نکته دیگر اینکه وقتی مخاطب، آن اعتقاد لازم به کار و فعالیت را در خود پیشنهاد کننده فعالیت نمیبیند، به پیشنهادهای آن فعال فرهنگی و تربیتی، سوءظن پیدا میکند و آن را جدی نمیگیرد. تجربه نشان داده است که هر گاه فردی به پیشنهادها و طرحهایش باور داشته باشد در مخاطبان هم اثر میگذارد.
همچنانچه استاد اخلاقی که خودش مهذب و اخلاقی باشد، خواه ناخواه در مخاطبان اثر میگذارد هر چند فعالیت تدریسی خاص نداشته باشد. حضور او در میان مخاطبان یک نوع درس است و مخاطبان هم بدون اینکه بخواهند یا نخواهند از وی متأثر میشوند و این بیانگر تأثیر نیت و عمل فرد بر نیت و عمل مخاطبان است. ایمان و اعتقاد داشتن به هدف و کار باعث دلگرمی مخاطبان و باورپذیری فعالیت فرهنگی از سوی مخاطبان میشود.
۱۹٫ استفاده از تکنولوژی و ابزارهای جدید
یکی از ضروریات فعالیتهای فرهنگی استفاده از ابزارهای جدید است. چه بسا اگر فعالی یا تشکلی بخواهد فقط از طریق تبلیغ چهره به چهره گام بردارد، ممکن است دامنه فعالیتش محدود بماند و ولی با استفاده از ابزارهای جدید چون سایت و وبلاگ و… میتواند دامنه فعالیتش را گسترش دهد.
۲۰٫ الگو شدن
متأسفانه یکی از مشکلات جدی در فعالیت فرهنگی و اجتماعی، نداشتن الگو در این زمینه است. چرا که عمده جوانان و معلمان و فعالان فرهنگی در شهرستانها نیازمند الگو اند و معرفی الگو به عنوان یک شیوه تأثیرگذاری و تبلیغ بسیار میتواند مورد استفاده قرار بگیرد. مثلاً فعال شدن مساجد و مدارس دهه اول انقلاب، یک الگوی موفق و کارآمدی برای مساجد و فعالان مساجد ما در زمان حاضر است.
نشریاتی چون ضمیمه جمهوری اسلامی و ماهنامه «سوره» شهید آوینی و «نیستان» سید مهدی شجاعی، الگویی برای فعالان فرهنگی و مطبوعاتی حال حاضر ماست؛ لذا اگر انسان در جایی پایگاهی قوی ایجاد کند یا مجموعهای را خوب مدیریت کند میتواند فعالیتهایش را گسترش دهد.
* این مقاله چکیده و ویراسته سخنانی است که در گعدههای آموزشی تشکیلاتی نشست فعالان جبهه فرهنگی در همدان ارائه شده است که به مدت ۳ روز (پنجم تا هفتم آبان ۱۳۸۹) در اردوگاه ابوذر همدان برگزار شده است.
ویرایش: امیر امانی پور
منبع: نشریه راه (دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی)، شماره ۵۰ و ۵۱، ۱۳۸۹
برگرفته از وبلاگ دوستم نیکان(http://www.t-salehin.blogfa.com/)