نماز در سنین نوجوانی
هفت تا نه سالگی
کودک در شرایطی است که مراحلی را از نظر علمی گذرانده است. از مرحله ی تلقین پذیری، تقلید، همانند سازی گذشته است. در این مرحله شوق مذهبی همچنان رو به تزاید است؛ با خدایش در خلوت حرف می زند، از او در خواست می کند، حتی دعا می کند خود و پدر و مادرش بهشتی شوند.
تشویقها و تهدیدها شدیداً در او مؤثر است. او به مرحله ی تفکر منطقی می رسد و در حد خود به مرحله ی درک روابط علت و معلول می رسد. در اواخر این دوره برهانها او را اقناع می کنند، اگر چه خود این بچه نتواند دلیل علمی بیاورد.
در این مرحله نوعی جهش معنوی را در بچه ها می بینیم. اگر شرایط محیطی مناسب باشد بچه متدین تر می شود. خدا را مثل یک پدر مهربان می شناسد. در عین حال نوعی ترس از خدا و ترس از نافرمانی در بچه به وجود می آید. با استفاده از این زمینه می شود از بچه در خواست نماز داشت.
نه تا دوازده سالگی
در این مرحله حیات جنبه عقلانی پیدا می کند و برهان و استدلال دیگران بچه را قانع می سازد. قادر به کشف روابط علت و معلولی است. می تواند نماز را باور کند و البته به طمع بهشت نماز می خواند. اگر از این سن، تازه برای نماز خواندن تصمیم گرفته شود، اندکی دیر است، ولی باز هم جای امیدواری هست.
سن دوازده تا هیجده سالگی :
از مهمترین فصول مربوط به حیات انسان فصل مربوط به دوران نوجوانی و وصول به مرحله ی کامل مردی یا زنی است.
این مرحله را از مبهم ترین مراحل حیات و در جنبه ی شناخت ابعاد جسمی، روانی و عاطفی، و دشوارترین مراحل از نظر سازندگی انسان ذکر کرده اند.
ضمن اینکه این دوره از رشد و زندگی متضمن بحرانی هیجانی، تحولی اخلاقی و دگرگونی و تغییری عظیم در شخصیت است.
روانشناسان رشد، حتی آنانکه در زمینه بلوغ و نوجوانی کارکرده اند با نقاط مبهم متعددی از شخصیت و روان نوجوان خود را مواجه دیده اند و آن را دورانی آشفته و تحمل آن را از دید مربیان مشکل معرفی کرده اند.
دوران نوجوانی و اصولاً دوران دهه ی دوم حیات را دوران پایه گذاری می دانند، مرحله ای است که در آن به مرحله ی باروری می رسد. فراگرفته ها و یافته های این مرحله نقش مهم و سرنوشت ساز را در آدمی دارند.
اگر اهمیت شش سال اول زندگی را که آن همه مورد تأکید روانشناسان تربیتی است نادیده انگاریم باید اعتراف کنیم که مرحله ای مهمتر از نوجوانی برای پایه گذاری و آماده سازی نداریم. جنبه ها و امور بسیاری در این دوره شکل می گیرد و پایه گذاری متعدد در این مرحله صورت می گیرد که برخی از آنها عبارتند از :
– پایه گذاری سلامت و رشد بدن و کمال یا نقص جسمی مخصوصاً در ستون فقرات، ساق پاها و …
– پایه گذاری سلامت روانی و مراقبت در این امر که رفتارها متعادل و مناسب باشند.
– پایه گذاری رشد و جهت داری عاطفه که متوجه چه کسانی یا چه جنبه هایی باشند.
– پایه گذاری اخلاق، به عنوان مجموعه ی ضوابط حاکم بر روابط که در او تثبیت و عینی گردد.
– پایه گذاری استدلال و منطق و سیر و ضابطه فکری و جهان بینی و طرز تلقی ها از امور.
– پایه گذاری دینی و عقیدتی و اعتدال مذهبی و عادات و رفتارهای مذهبی و توان دفاعی از آن.
– هم چنین است پایه گذاری های دیگر در بیداری فطرت و وجدان و…
در آنچه که به مذهب مربوط می شود یک جنبه ی آن مربوط به جنبه های تکمیلی دیانت و آماده شدن برای انجام دادن همه دستورات و تعلیم دین است، مخصوصاً از آن بابت که در اوسط یا اواخر این دوره وارد عرصه ی تکلیف می شود؛ و حاصل آن ورود به حیات تکلیفی به صورت یک مرد یا یک زن کامل است.
منبع: http://ahmb121.blogfa.com/