دانش آموز مسلمان

پایگاه فرهنگی تربیتی بصیرتی، شجره طیبه صالحین، تبادل تجربیات و محتوای فرهنگی

تابلوجنگ نرمویژه

تساهل و تسامح یا مداهنه در سیره امام علی علیه السلام

 

سازش و معامله بر سر دین و کوتاه آمدن از اصول, ارزش ها و مبانى دینى نقطه مقابل غیرت دینى مى باشد که به غلط از آن با عنوان ((تساهل و تسامح دینى)) یاد مى شود ولى باید آن را مداهنه نامید..

البته اگر تساهل و تسامح به معنى آسانى مکتب و عدم حرج و ضرر در دین و راحتى دستورهاى دینى باشد نه تنها قابل قبول بلکه در متن دین قراردارد و حتى قواعد مسلم فقهى بر آن تإکید دارد.

و نیز اگر تساهل و تسامح به این معنى باشد که اسلام براى نشر مکتب, با برهان و استدلال وارد میدان شده و اساس آن بر زور و اجبار و اکراه نیست, این نیز قابل قبول و بر همه انسان هاى منصف روشن است.

شیوه اهل بیت(علیهم السلام) و احتجاجات برهانى فراوان آنان و پاسخ منطقى به ایرادها و شبهات همه و همه گواه این امر است.

ولى آنچه در مقابل غیرت دینى قرار دارد, معامله بر سر مبانى دینى و ارزش هاى مذهبى و در اصطلاح ((مداهنه)) با مخالفان و عقب نشینى در مقابل منکرات و فساد و نیرنگ و غارت و… مى باشد.

اسلام با این نوع از تساهل و تسامح به شدت مبارزه کرده است. سیره سیاسى پیامبر اکرم(ص) و سایر اهل بیت(علیهم السلام) بر این امر گواهى مى دهد که آن بزرگان هرگز در مقابل بیگانگان تن به ذلت نداده و بر سر اصول سازش ننمودند و نه تنها به پیروان خود اجازه سکوت در مقابل حرمت شکنى و پایمال شدن ارزش ها را نمى دادند بلکه خود نیز بر مبانى و ارزش هاى دینى همواره پاى فشارى کرده و کوچکترین خدشه اى را در آن تحمل نمى نمودند که نمونه هایى را در این جا مىآوریم:

در سال دهم هجرت پیامبر اکرم(ص) على(ع) را به فرماندهى لشکرى به یمن فرستاد. در هنگام برگشتن, براى ملاقات پیامبر خدا راهى مکه شد. در نزدیکى هاى مکه یکى از لشکریان را به جاى خویش گذاشت و خود پیش تر, به حضور پیامبر خدا(ص) رسید.

در غیاب آن حضرت, عده اى از یاران, حله هاى قیمتى را از غنایم جدا کرده و پوشیدند. وقتى حضرت امیر(ع) به طرف لشکر برگشت و متوجه قضیه گردید, خشمگین شد و حله ها را از آنان باز پس گرفته و در میان غنایم قرارداد و به آنان متذکر گردید که پیش از تقسیم غنایم حق تصرف در آن را نداشتید.

لشگریان وقتى خدمت رسول اکرم(ص) رسیدند از کار امیرمومنان(ع) شکایت نمودند. پیامبر فرمود:

((یاایها الناس لاتشکوا علیا فوالله انه لاخشن فى ذات الله من ان یشکى));

((اى مردم, از على شکایت نکنید; سوگند به خدا که او در راه دین خدا سختگیرتر از آن است که مورد شکایت قرار گیرد(۱۹))).

در روایت دیگر پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

((ارفعوا السنتکم عن على بن ابى طالب فانه خشن فى ذات الله عزوجل غیر مداهن فى دینه));

((زبان از شکایت از على بن ابى طالب(ع) باز دارید, چرا که او در راه خدا سختگیر است و در دین خدا اهل مداهنه و معامله و سازش نیست(۲۰))).

از خود امیرالمومنین(ع) نیز روایت شد که فرمود:

((لا اداهن فى دینى));

((هرگز در دین خود سازش و معامله نخواهم کرد(۲۱))).

ترس از سرزنش مداهنه گران

از عوامل مداهنه و معامله بر سر مبانى و ارزش ها, سرزنش و ملامت دیگران است. بعضى با آنکه مسیر را مى شناسند, در مقابل غوغا سالارى و تهاجم اهل باطل جرإت مقاومت ندارند و در برابر سرزنش ها میدان را خالى مى کنند.

امیرمومنان(ع) مى فرمایند:

((لا تخافوا فى الله لومه لائم(۲۲)));

((در راه خدا و عمل به وظیفه از سرزنش سرزنش گران نهراسید)).

آن حضرت در خطبه اى دیگر مى فرمایند:

((ولعمرى ما على من قتال من خالف الحق و خابط الغى من ادهان ولاایهان(۲۳)));

((سوگند به جان خودم; در مبارزه با مخالفان حق و آنان که در گمراهى و فساد غوطه ورند, یک لحظه سستى و مدارا نمى کنم…)).

در جنگ صفین شخصى بنام ((حوشب)) حضرت امیر(ع) را خطاب کرد و گفت:

((اى پسر ابى طالب; از ما دست بردار, تو را درباره خون ما و خون خودت سوگند مى دهیم. ما حاضریم عراق را به تو بسپاریم و توهم حاضر باش شام در اختیار ما باشد و خون مسلمین هم محفوظ خواهد ماند)).

این فرد حضرت را به مدارا و معامله با معاویه دعوت مى کرد ولى حضرت در جوابش قاطعانه فرمود:

((هیهات اى پسر ام ظلیم; به خدا سوگند اگر مى دانستم که مداهنه گشایشى برایم در دین خدا ایجاد مى کرد, این کار را مى کردم و براى دنیاى من آسان تر هم بود, ولى خداوند در حالى که مورد معصیت واقع مى شود, مداهنه و سکوت را براى اهل قرآن نمى پسندد(۲۴))).

 

—————————————–

منبع:

پایگاه اطلاع رسانی حوزه نت

www.hawzah.net

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *