یه بار به دوستیم پیامک دادم: کم پیدایی پسر.. خبری ازت نیست..
گفت : در میان مشغله ها گم شدم رفیق..
شَغَلَتْنَآ أَمْوَالُنَا وَ أَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا… (فتح/11)

بهانه هاى فراریان از جبهه و جنگ
بزودى اعراب بازمانده از جنگ و جهادگریزان، (براى توجیه خلاف خود) به تو خواهند گفت: اموال و خانوادههایمان ما را مشغول و سرگرم ساخت (و نتوانستیم تو را همراهى كنیم). پس براى ما (از خداوند) طلب آمرزش كن. آنان به زبان چیزى مىگویند كه در دلهایشان نیست. (به آنان) بگو: اگر خداوند براى شما زیانى اراده كند، یا براى شما سودى بخواهد، كیست كه در برابر خداوند از شما دفاع كند، بلكه خداوند به آنچه انجام مىدهید، آگاه است.
كسانىكه به جبهه نمىروند، فرار خود را توجیه مىكنند:
گاهى مىگویند: هوا گرم است. «لا تنفروا فى الحرّ»(438)
گاهى مىگویند: تعداد دشمن زیاد و توان ما كم است. «لا طاقة لنا»(439)
گاهى مىگویند: خانههاى ما در و دیوار و حفاظى ندارد و ما نگرانیم. «انّ بیوتنا عورة»(440)
گاهى مىگویند: مىترسیم با نگاه به دختران رومى (در جنگ تبوك)، گرفتار فتنه و گناه شویم. پس ما را با فرمان شركت در جنگ، به فتنه نیانداز. «لا تفتنّى…»(441)
گاهى مىگویند: اموال و دارایى و خانوداه، ما را گرفتار كرده و مانع حضور ما در جنگ شده است. «شَغلتنا اموالنا و اهلونا»
معمولاً جهادگریزان، ترس را در قالب احتیاط، حرص و طمع را در قالب تأمین آینده، ضعف نفس را با شرم و حیا، سستى و بىعُرضگى را در قالب زهد، ضعف و ناتوانى خود را به قضا و قدر و رضایت به خواست خدا توجیه مىكنند.
438) توبه، 81.
439) بقره، 249.
440) احزاب، 13.
441) توبه، 49.