اخبار بد از یک مرکز فرهنگی شهر..
شهر خودمان، باز از یک موضوع ناراحت کننده، خبر جدید به گوشم رسید.. غمگین شدم..
نویسنده مطلب: یکی از سرگروه های صالحین شهر
یک دوست نوجوان جدید که در آن مرکز فرهنگی شهر عضو بوده است، امشب در حلقه ما حاضر حضور یافته بود، بیرون حلقه صحبت کردیم.. در مورد خفایا و پشت پرده آن مرکز فرهنگی مطلبی را به ما رساند که قبلا هم در مورد آن فهمیده بودم ولی به توصیه دوستان خود را به نشنیدن زده بودم… باز شنیدم و شکستم و حرفی نداشتم… فقط نسیم سردی بهم وزید و عصبانی شدم …. و هیچی.. غصه خوردم.. چون احساس کردم غیر از نوشتن این مطلب در اینجا کار دیگری ازم ساخته نیست ..
و هم از این دوست عزیز و دو دوستان عزیز دیگری که قبلن بهم گفته بودند معذرت خواهی میکنم… به قولا حوصله دردسر توی این وضعیت رو ندارم.. واگذار میکنیم به امام زمان(عج).
به دلیل مسائل اخلاقی و امنیتی ، مشاهده ادامه مطلب رو فقط برای همشهری های شناخته شده خودمون امکانپذیر کنیم.
درخواست دریافت پسورد مطلب را بگزارید.
[contact-form-7 id=”5702″ title=”shahrkhabar”]
احسنت داداش کوچیکه…
سلام
خدا قوت
یه چرخی زدم عالی بود
میخوام یه گروه سرود برا کودکان تشکیل بدم
اگه میتونی یکی دوتا سرود همراه با متن و آهنگ برا ۲۲بهمن برام تهیه کنی ممنون میشم.
اگه داشتی یه خبری بده
ممنون