جام های جهانی فوتبال ، بعد از مسابقات المپیک، بیش از هر رویداد ورزشی بین المللی دیگری ، توجه افکار عمومی را به خود جلب می کند.
هزاران نفر برای تماشای مسابقات به استادیوم های محل برگزاری بازی های جام می روند ، اما تعداد بینندگان حضوری مسابقات با تعداد افرادی که همزمان از طریق تلویزیون ، خود را در فضای ورزشگاه های محل برگزاری مسابقه فوتبال احساس و با شور و هیجان خاص ، بازی تیم های ملی خود را دنبال می کنند ، قابل مقایسه نیست . جام جهانی برزیل از لحاظ تعداد افرادی که برای دیدن مسابقات به صفحه تلویزیون خیره شده اند ، منحصر به فرد است . بازی افتتاحیه جام جهانی امسال ، تنها در برزیل 43 میلیون بیننده تلویزیونی داشت . 27 میلیون انگلیسی و ایتالیایی بازی تیم های ملی شان را در تلویزیون دیدند و تعداد بیشتری از شهروندان ورزش دوست این دو کشور، از طریق دیگر رسانه ها ، مسابقه مذکور را دنبال کردند . بازی ژاپن و ساحل عاج نیز مجموعا” بیش از 34 میلیون نفر از مردم دو کشور را در برابر تلویزیون ها نشانده بود . پخش مسابقه آلمان و پرتغال ، تنها از یک رسانه پرتغالی ، بیش از 26 میلیون نفر مخاطب داشت . اما به این تعداد باید صدها میلیون نفر دیگر در سراسر دنیا را اضافه کرد که بیننده مسابقات بین المللی پرطرفدارترین ورزش گروهی جهان ، یعنی فوتبال بودند .
اما رقابت ورزشی ، تنها موضوع مهم در رویدادهای ورزشی بین المللی مانند مسابقات المپیک و جام جهانی فوتبال نیست . در حقیقت تیم های ورزشی حاضر در این مسابقات ، از نمادهای ملی هر کشور محسوب می شوند و ایام برگزاری مسابقات بین المللی ، دوران فوران احساسات ملی مردم کشورها نیز هست . مردمی که به هواداری از تیم ملی شان ، پرچم ، یعنی نماد ملی کشورشان را به لباس خود تبدیل کرده و یا آن را به اهتزاز درآورده اند در همه رسانه ها دیده می شوند . در این ایام ، فوتبالیست ها و مربیان تیم ها به ستاره های رسانه ها تبدیل می شوند و توجه رسانه ای به سیاستمداران و دولتمردان را کاهش می دهند . با این همه ایام برگزاری مسابقاتی مانند جام جهانی فوتبال و یا المپیک ، دوران مطلوبی برای دولتمردان کشورها نیز محسوب می شود . در این دوران ، شور میهنی اوج می گیرد و همبستگی ملی به نحو قابل ملاحظه ای تقویت می شود . معمولا” در این دوران ، اختلافات سیاسی و یا حتی بحران های داخلی فروکش می کند زیرا توجه افکار عمومی به موضوعی دیگر معطوف می شود و موضوعی مشترک ، یعنی پیروزی در برابر تیم های سایر کشورها و کسب اعتبار جهانی و همچنین برخورداری از تحسین بین المللی ، به خواست مشترک همه اقشار و گروه های مختلف و احزاب رقیب در کشورها تبدیل می شود . اما برای فلسطینی ها ، روزهایی که اعضای تیم های فوتبال کشورهای برگزیده از هر قاره ، به دنبال توپ در مستطیل سبز رنگ می دوند ، با احساسی دو گانه همراه است زیرا هیجان شادی آفرین مسابقات ، با نگرانی از امنیت جانی ، آمیخته می شود .
به عنوان مثال یک نوجوان فلسطینی که با شروع قرن 21 به دنیا آمده و حال حدودا” 14 ساله است ، هر چهار سال یکبار ، همزمان با جام جهانی فوتبال و جنگ اعضای 11 نفره تیم های فوتبال کشورها ، شدت گرفتن حملات رژیم صهیونیستی را تجربه کرده است . گویا صهیونیست ها ، سوت داور را که علامت آغاز مسابقه فوتبال است ، شیپور آغاز مجدد جنگ با فلسطینی ها و یا شروع دور دیگری از اعمال ظلم و جور بر آن ها تلقی می کنند . اسرائیل همواره از تمرکز توجه رسانه ها به مسابقات فوتبال جام جهانی ، به عنوان فرصتی طلایی برای اعمال فشار بیشتر بر فلسطینی ها بهره برداری کرده است . در قرن حاضر ، اغلب دورانی که تنش بین صهیونیست ها و فلسطینی ها به اوج رسیده با بازی های جام جهانی فوتبال همزمان بوده است .
در سال 2002 ، آغاز اولین جام جهانی قرن 21 در دو کشور شرق آسیا یعنی کره جنوبی و ژاپن ، با شروع ساخت دیوار حائل از سوی اسرائیل همزمان شد . در آن سال ، ماه ژوئن که دوره یک ماهه مسابقات جام جهانی فوتبال بود ، زمان آغاز ساخت دیواری نیز بود که دیوان بین المللی دادگستری ، رسما” آن را غیرقانونی و مردود اعلام کرد . دیوار حائل ، دیواری 720 کیلومتری بلند و دائمی است که مناطق تحت اشغال صهیونیست ها را از مناطق فلسطینی نشین ، جدا می کند . صهیونیست ها ادعا می کنند هدف از احداث این دیوار ، حفاظت از خود در برابر حملات گروه های مسلح فلسطینی است . اما صهیونیست ها از طریق احداث دیواری ، که آن را تاکتیکی دفاعی می خوانند ، اراضی را که دیوار از آن می گذرد از صاحبان فلسطینی اش غصب و مصادره کرده اند . دیوار بتنی حائل ، در مسیر خود برخی از اردوگاه های پرجمعیت و شهرهای فلسطینی ها را کاملا” محاصره کرده است . به عنوان مثال تنها راه عبور برای ساکنان شهر قلقیلیه دروازه ای است که نیروهای اسرائیل آن را کنترل می کنند . مردم این شهر تنها می توانند در فاصله زمانی 12 ساعته بین 7 صبح تا 7 شب از این شهر خارج شوند و یا بدان بازگردند . لازم به ذکر است که اکثر مردم این شهر برای تامین معیشت زندگی خود و خانواده شان ، در خارج از این شهر کار می کنند . دیوار حائل با محاصره قلقیلیه ، مردم این شهر را در مضیقه آب آشامیدنی و برق نیز قرار داه است . اگر آن نوجوان فلسطینی را در نظر بگیریم که با شروع قرن 21 به دنیا آمده است ، وی در دوران برگزاری جام جهانی 2002 ، یعنی در 2 سالگی ، گرسنگی ، کمبود و گاه فقدان دارو و درمان ناشی از تاسیس دیوار حائل را تجربه کرده است . در آن سال ، در هیاهوی پر سر و صدای هواداران تیم های فوتبال ، صدای اعتراض فسلطینی ها کمتر از هر زمان دیگری به گوش رسید .
داستان تشدید ظلم و جور اسرائیل بر فلسطینی ها در جام جهانی سال 2006 نیز تکرار شد . در این سال آلمانی ها میزبانی صدها هزار فوتبالیست و فوتبال دوست از سراسر دنیا را بر عهده داشتند . در نهم ژوئن ، یعنی همزمان با شروع اولین مسابقه این جام جهانی ، اسرائیل خانواده ای فلسطینی را در ساحل غزه مورد هدف قرار داد و از این طریق به آتش بس 16 ماهه با حماس پایان داد . 4 روز بعد نیز نیروهای رژِیم صهیونیستی با موشک به یک محله پرجمعیت غزه حمله کردند . دو هفته بعد از شروع بازی های جام جهانی آلمان ، اسرائیل بهانه جدیدی برای اعمال فشار و حمله به فلسطینی ها تراشید . در 28 ژوئیه در نبرد بین گروه های مسلح فلسطینی و اسرائیل ، یک سرجوخه اسرائیلی به نام گیلعاد شالیت به گروگان گرفته شد . اسرائیل از خلاء ناشی از تمرکز توجه رسانه ها به جام جهانی فوتبال و به تبع آن غفلت افکار عمومی جهان ، بهره برداری و عملیات موسوم به باران تابستانی را آغاز کرد . باران تابستانی ، اولین عملیات گسترده اسرائیل علیه مردم غزه بود . در اولین روز از این عملیات ، اسرائیل ، تنها نیروگاه برق غزه را بمباران کرد . حماس در انتخابات پارلمانی سال 2006 در کسب رای فلسطینی ها با موفقیت های قابل توجهی رو به رو شد و در کسب کرسی های مجمع قانونگذاری فلسطین ، سازمان فتح را پشت سر گذاشت . هیاهوی جام جهانی آلمان ، فرصتی به اسرائیل داد تا از حماس انتقام بگیرد . از اینرو پایگاه اجتماعی حماس یعنی غزه را مورد حمله قرار داد .
خاطره فلسطینی ها از جام جهانی 2010 که در آفریقای جنوبی برگزار شد ، به هیچ وجه متفاوت نبود . تا سال 2010 ، سه سال بود که نیروهای رژیم صهیونیستی غزه را محاصره کرده بودند . صهیونیست ها که از پیروزی سال2006 حماس در انتخابات فلسطینی ها و تشکیل دولت توسط این گروه خشمگین بودند از ژوئن 2007غزه را به محاصره خود درآوردند . رژیم صهیونیستی با تحمیل محاصره بر این شهر که به لحاظ جمعیتی ، متراکم ترین منطقه دنیا محسوب می شود ، به نوعی از رای دهندگان فلسطینی به دلیل قدرت دادن به این گروه ، انتقام گرفت . زمانی که تیم های ملی فوتبال کشورها برای شرکت در جام جهانی 2010 مقدمات سفر به آفریقای جنوبی را فراهم می کردند ، حدود سه سال بود که ساکنان غزه با گرسنگی و کمبود شدید امکانات اولیه زندگی دست و پنجه نرم می کردند . ورود دارو و تجهیزات پزشکی نیز به غزه از نظر صهیونیست ها امنیت اسرائیل را تهدید می کرد از این رو مانع آن می شدند . در چنین شرایطی ، اراده ای جهانی برای کمک به مردم این منطقه شکل گرفت و هواداران حقوق بشر را ، برای اهدای غذا و دارو ، به مرزهای آبی سرزمین فلسطین کشاند . اما تلاش برای کمک رسانی هواداران و فعالان حقوق بشر جهان به مردم غزه به دست کوماندوهای اسرائیلی نهایتا” به یک تراژدی تبدیل شد . کاروان آزادی غزه ، متشکل از چند کشتی مملو از دارو ، مواد غذایی و تجهیزات لازم برای ادامه زندگی مردم غزه ، در می 2010 ، از بندری در قبرس سفر مدیترانه ای خود را به سوی سواحل غزه آغاز کرد . مسافران کشتی های این کاروان را شهروندانی از 37 کشور جهان تشکیل می دادند . مقامات رژیم صهیونیستی از آنها خواسته بودند کشتی ها را به بندر اسدود در سرزمین اشغالی ، هدایت کنند تا بارشان بازرسی شود و از این میان ، آنچه اسرائیل صلاح می بیند به فلسطینی های محصور در غزه تحویل شود . در پی مخالفت کاروان آزادی با خواست اسرائیل ، کوماندوهای رژِیم صهیونیستی در آخرین روز ماه می یعنی 10 روز پیش از شروع مسابقات جام جهانی در آفریقای جنوبی با استفاده از هلیکوپتر به کشتی ماوی مرمره ، بزرگترین کشتی این کاروان ، وارد و با استفاده از زور مانع حرکت کشتی ها به سوی غزه شدند . در جریان برخورد نظامی کوماندوهای یک واحد از نیروهای ویژه دریایی اسرائیل 9 نفر از فعالان حقوق بشر حاضر در ماوی مرمره کشته و 60 نفر دیگر از آن ها زخمی شدند . بدین ترتیب ، کاروان و کمک های آن به سواحل فلسطین نرسید . حمله نیروهای اسرائیل به یک کاروان غیرنظامی کمک رسان ، آنهم در آبهای آزاد بین المللی ، نه تنها جنایت علیه غیر نظامیان بلکه اقدامی مغایر با اصول و قوانین بین المللی بود . اما همانطور که انتظار می رفت با بالاگرفتن تب فوتبال در جام جهانی آفریقای جنوبی ، توجه رسانه ها به فاجعه دردناک کاروان آزادی غزه و وضعیت اسفبار مردم این منطقه ، کمتر و کمتر شد و البته در نهایت ، فشار افکار عمومی بر اسرائیل نیز کاهش یافت . به عبارت دیگر در سال 2010 یعنی زمانی که آن نوجوان فرضی فلسطینی مورد نظر ما در غزه ، ده ساله و در اوج شور و شوق خود برای دیدن مسابقات فوتبال جام جهانی بود ، هم از گرسنگی ، کمبود آب قابل شرب و نبود دارو رنج می برد و هم امید خود را برای دستیابی به کمک های بین المللی از دست داده بود . با این همه وی ، زیر سایه وحشت از حملات احتمالی صهیونیست ها ، رو به روی صفحه تلویزیون برای تیم فوتبال مورد علاقه اش هورا می کشید . تصویری که در ایام جام جهانی هیچ رسانه ای آن را نشان نداد ، زیرا همه چشم ها به بازی تیم های فوتبال دوخته شده و اسرائیل به بی تفاوتی افکارعمومی امیدوار بود .
حال سال 2014 است و آن نوجوان فلسطینی اهل غزه 14 ساله است . وی مانند بسیاری از نوجوانان کشورهای مختلف جهان برای شروع جام جهانی فوتبال در آرژانتین لحظه شماری کرد اما این نوجوان فلسطینی می داند که ایام برگزاری جام جهانی ، فرصتی طلایی برای اسرائیل است و رژیم صهیونیستی در بهره برداری از این ایام برای تشدید فشار بر فلسطینی ها ، درنگ نخواهد کرد . اسرائیل صحت پیشبینی ها را ثابت کرد . در 12 ژوئن 2014 همزمان با شروع تورنمنت بین المللی فوتبال در کشور برزیل ، نیروهای رژیم صهیونیستی به این بهانه که سه شهروند نوجوان اسرائیلی مفقود شده اند ، عملیات جدیدی را علیه فلسطینی ها آغاز کرد . این بار اسرائیل از فلسطینی ها بابت تشکیل دولت وحدت ملی ، متشکل از گروه های مختلف فلسطینی ، انتقام می گیرد . تاکنون بیش از 500 فلسطینی دستگیر شده اند . اسرائیل به این بهانه که در جست و جوی نوجوانان مفقود شده است ، تقریبا” تمام رهبران حماس در کرانه باختری ، از جمله 11 نماینده پارلمان را در این منطقه بازداشت کرده است . تعدادی از دستگیر شدگان ، فلسطینی هایی هستند که در سال 2011 در قالب توافق های دو جانبه ، از زندان های اسرائیل آزاد شده بودند . شدت عمل رژیم صهیونیستی حتی اعتراض متحدان این رژِیم را نیز برانگیخته است . تردید زیادی در مورد ناپدید شدن نوجوانان مذکور وجود دارد . از جمله اینکه نوجوانان در منطقه ای ناپدید شده اند که کاملا” در کنترل نیروهای رژیم صهیونیستی قرار دارد . حماس و فتح شرکت در این آدم ربایی را رد کرده اند ، اما به نظر نمی رسد که انکار یا تایید گروه های فلسطینی ، تغییری در موضع صهیونیست ها ایجاد کند ، زیرا قرار نیست برنامه همیشگی نظامیان اسرائیل در تنگتر کردن عرصه زندگی برای فلسطینی ها در ایام برگزاری جام جهانی ، تغییر کند . دراین میان توجه خاص رسانه ها همچنان به زمین های مستطیلی سبز رنگ است که در آن ، بازیکن ها به دنبال توپی می دوند . این رسانه ها ، در این فضای پر شور و هیجانی ، چهره نوجوان 14 ساله فلسطینی مورد نظر ما را نشان نمی دهند که در زمان بازرسی منزلش از سوی سربازان اسرائیلی ، نگران است دستگیر شود و نتواند بازی های فوتبال جام جهانی را دنبال کند .