خاطرات باورنکردنی یک حاج‌آقا!

خاطرات باورنکردنی یک حاج‌آقا!.. یک تردید داشتم این پیشنهاد را قبول کنم یا نه!؟ تجربه جدیدی بود! به هر شکلی بود بعد تلفن های زیاد مسئول محترم مربوطه با تردیدقبول کردم! هفته ایی 3 ساعت باید زندان دستگرد اصفهان به یکی از بندها برای مشاوره می رفتم. روز اول بود، تا به حال توفیق زندان…

Read More