پاسخ به شبهه ای درباره استقبال از رهبری


اجمالاْ استقبال مردم خراسان از امام رضا را یاددآور می شوم.
بیان این نکته مهم است که مامون مسیری را که برای هجرت امام رضا(ع) از مدینه به مرو طراحی کرده بود کاملاً تعیین شده و کنترل شده بود. در آن دوران دو مسیر از مدینه به مرو به طور متعارف وجود داشت که یک مسیر از مدینه به قادسیه، کوفه، بغداد، کرمانشاه و به سمت شاهراه قدیم خراسان می رفت که در این شاهراه شهرهایی همچون ری، سمنان امروز، دامغان، نیشابور، ده سرخ، طوس و سرخس را در می نوردید و به مرو می رسید. این راه متعارف بسیار مرسوم بود و در آن دوران حضرت معصومه(س) نیز از این مسیر عبور کردند که در ساوه دچار بیماری شدند و در قم هم رحلت کردند. اما راهی که مامون به آن تاکید داشت راه بصره، اهواز، فارس، کویر میان فارس و خراسان، نیشابور، ده سرخ، طوس، سرخس و مرو بود.

هنگامیکه امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی، به همراه گروههای بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: “ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند میدهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد.” امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق میگریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه میزدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم میخواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از رسول خدا و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق سبحانه و تعالی املاء فرمودند: “کلمه لاالهالاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد ایمن از عذاب من خواهد بود.” سپس امام فرمودند: “اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم.”
در حدیث سلسله الذهب نکته بسیار مهم و ظریفی نهفته است و آن عبارت است از شرط امام برای قرار گرفتن در حصار لااله الی الله به عنوان دژی محکم برای محافظت از مسلمین که همان شرط ولایت است. حضرت(ع) با گفتن «انا من شروطها» به اصل پایبندی ولایت تاکید می کنند که شرط ورود و ایمن ماندن در این حصار محبت و پیروی از اهل بیت(ع) است.
بنابراین آنچه تعیین کننده و حائز اهمیت است نیت و انگیزه استقبال است. البته باید گفت اینکه بعضیها حرفهایی را می زنند و شبهههایی را ایجاد کنند اصلاً مسأله تازه ای نیست، چون نمیتوان جلوی زبان را گرفت. حتی در روایات آمده که در دوران ظهور امام زمان(ع) بعضیها با استناد به آیات قرآن دل امام زمان(ع) را خون میکنند و با آن آیات به جنگ حضرت میروند.

طبق روایات حضرت بقیهالله(عج) وارد هر شهری میشوند، مردم استقبال شدیدی از ایشان میکنند. حتی در روایت آمده است ، یاران خوب حضرت جهت تبرّک، به مرکب ایشان دست میکشند «یتمسحون یسرجِ الامام یطلبون بذلک البرکه». لذا این حدیث نشان میدهد که اصل استقبال اشکالی ندارد و مهم این است که فلسفه آن چه باشد.اگر فلسفه آن شاهپرستی باشد، باید ترک شود ولی اگر نیت و فلسفه آن خدایی باشد، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه طبق روایات، یکی از اوصاف یاران امام زمان(ع) است و این جنبه استقبال برای ما ملاک است و قداست دارد.
در این زمینه خاطرهای از حضرت امام(ره) نقل کنیم:
حضرت امام(ره) زمانی که در نجف یا قم تدریس میکردند وقتی سرِ درس میرفتند، شاگردانشان را از اینکه برایشان صلوات بفرستند نهی میکردند و به این کار راضی نبودند و میگفتند صلوات را جای دیگری بفرستید.

ولی وقتی بنا شد ایشان بعد از سالها دوری از وطن به ایران بازگردند، نه تنها از شکلگیری کمیته استقبال ممانعت نکردند، بلکه توصیهها و هماهنگیهایی را هم با آن کمیته داشتند، و لذا از برنامهریزی برای استقبال میلیونی در تهران ممانعت نکردند؛ زیرا این استقبال، استقبال از شخص نبود؛ استقبال از شخصیت و جایگاه مقدّس ولایت بود.
شاهدی دیگر بر این قضیه، وقتی است که مردم آب وضوی پیامبر را به عنوان تبرّک میبردند و ایشان ازاین کار مانع نمیشدند و نمیفرمودند: «این چه کاری است که میکنید؟ خودتان را ذلیل نکنید!» چون میدانستند مردم این کار را به خاطر خدا و با معرفت انجام میدهند. و لذا اگر مردم میگفتند: «هرکسی رئیس ما باشد وقتی دست و صورتش را میشوید ما آبش را جمع میکنیم»، قطعاً حضرت مانع میشدند.
بنابراین استقبال مردم قم از رهبر انقلاب هم یک تظاهرات مقدس در پاسداشت مقام ولایت است.
قطعاً ثمره طبیعی استقبال مردم شریف قم، ناامیدی دشمن و شاد شدن قلب دوستداران انقلاب است ولی این برکات تمام آن چیزی نیست که خدای متعال به خاطر این استقبال به مردم ما عنایت کرده است.
تمام برکاتی که ما برای ولایتمداری مردم تصوّر میکنیم، چیزهایی است که «ما» تصوّر میکنیم، نه چیزهایی که «خدا» تفضّل میکند. آنچه خداوند عنایت میکند براساس «و یرزقه من حیث لایحتسب»(طلاق/۳) می باشد.
منبع:مشرق نیوز
