یه بار مهمون ضیافت افطاری آقا شدم…

یه بار مهمون ضیافت افطاری آقا شدم… خیلی با صفا بود…
شمیم ماه مهمانی خدا می آید..
البته با تشکر از دوست و برادر عزیزم محمدرضا به جهت دادن گذرنامه شون به من! 
همیشه از حرمت، بوی سیب می آید…
صدای بال ملائک، عجیب می آید!
سلام! ضامن آهو، دلِ شکستهِ ی من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید…
طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید…
برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید …