آیه امانت.
این آیه همیشه خیلی فکر منو مشغول می کنه:

منظور از امانت الهی
در این که منظور از این امانت که بر آسمان ها و زمین عرضه گردید چیست، دیدگاه ها یکسان نیست: به باور برخی، منظور، از این امانت، فرمان ها و هشدارهای خداست که مردم را به انجام آن ها فرمان داده و به دوری جُستن از کارهای ناپسند و ظالمانه هشدار می دهد.
به باور برخی دیگر، منظور مقرّرات و واجباتی است که خدا انجام آن ها را بر بندگان لازم شمرده است.
اما عده ای دیگر چنین نظر دارند که منظورْ امانت های مردم و وفای به عهدها و پیمان هاست و نخستین امانت در تاریخ فرزندان انسان این بود که آدم، خاندان خویش را به هنگام حرکت به سوی مکه، نزد پسرش «قابیل» به امانت سپرد و او نیز به امانت پدر خیانت کرد و خون فرزند او «هابیل» را بر زمین ریخت.
چگونگی عرضه داشتن امانت به آسمان ها و زمین
در این مورد نیز دیدگاه ها متفاوت است:
به باور پاره ای، منظور از عرضه داشتن امانت به آسمان ها و زمین، عرضه داشتن آن به آسمانیان و زمینیان است.
و منظور از عرضه، روشنگریِ این نکته است که رعایت امانت، لازم و ضروری و خیانت در امانت و تباه ساختن آن و نیز ترک فرایض و فرمان های خدا، گناه بزرگی است.
با این بیان، خدا مسؤولیت بزرگ امانت و امانت داری در مورد مقرّرات و قوانین خود را به فرشتگانِ آسمان ها و جنّیان و آدمیان که در زمین و کوه و دشت، بیان فرمود، که فرشتگان، از به دوش کشیدن بارِ گرانِ این امانت و امانت داری و نافرمانی خدا هراسیدند، اما انسان جرأت و جسارت نشان داد.
پس آسمانیان و زمینیان از به دوش کشیدن بار این امانت بزرگ سر باز زدند و حاضر نشدند که با پذیرش آن و آن گاه عدم رعایت مقرّرات امانت داری، و گناه و بیدادی که از این راه به بار خواهد آمد و عذابی که دامانشان را خواهد گرفت، همه را به دوش کشند، بنابراین از پذیرش مسؤولیّت آن هراسیدند.
ولی انسان، بارِ گرانِ این مسؤولیّت را به دوش کشید، راستی که او نسبت به خود به خاطر دست یازیدن به گناه، و به اهمیت این امانت و امانت داری، بسیار ناآگاه است.
برخی گفته اند: منظور از نادانی انسان، آگاهی او به حسّاسیّت و اهمیّت امانت است و نیز این حقیقت که خیانت به آن، انسان را در خور کیفر و عذاب خدا می سازد. آن گاه در این مورد می افزاید: تفسیرِ درست آیه شریفه همان است که بگوئیم خدا امانت را به اهل آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشت نه به خودِ آن ها، چرا که کوه و دشت و آسمان و زمین و یا حشرات و حیوانات، نه دارای خِرد و شعور و قدرت انتخاب و گزینش اند و نه مسؤولیّت و تکلیف؛ و به دوش کشیدن بار امانت نیز به مفهوم عدم رعایت مقرّرات امانت داری است؟ چرا که اصل امانت پذیری و امانت داری را فرشتگان نیز پذیرفته و برای رعایت آن قیام کرده اند.
خیانت در امانت؟!
دیگران گفته اند: هر کس به امانت خیانت ورزَد، به این معناست که آن را پذیرفته و بار آن را به دوش کشیده است کسی که بار امانت را برندارد، به این مفهوم است که آن را به صاحب امانت داده است و هر کس به گناهی دست یازد، در حقیقت بارِ آن گناه را به دوش کشیده است.
قرآن در این مورد می فرماید: وَ لْیَحْمِلْنَ اَثقالَهُم و اَثْقالاً مَعَ اَثقالِهِم؛ و بی گمان، آنان بارهای گرانِ گناهانِ خود و بارهای گرانِ گناهان دیگر را با بارهای گرانِ گناهانِ خود بر خواهند گرفت.
با این بیان خدا، آگاهی می دهد که دست یازیدن به گناه و زشتی، به سانِ به دوش کشیدن بار آن گناه و بیداد است. این دیدگاه به باور ما نیز دیدگاه خوبی است، چرا که قرآن، روشنگری می کند که کفر گرایان و نفاق پیشگان، امانت را برداشتند که منظور، خیانتِ آنان به امانت و نافرمانی آنان از خداست.
پاره ای از دانشوران نیز، برداشتن امانت را، خیانت در آن تفسیر کرده و می گویند: هنگامی که تو هماره امانتی را به صاحب آن بازگشت می دهی و به امانتِ دیگری خیانت می کنی، دَر حقیقت به امانت ها ناسپاسی کرده ای.
گر چه پاره ای در این سخن، حمل امانت را، به مفهوم خیانت در امانت گرفته اند؛ اما به باور من از این سخن، این مطلب دریافت نمی گردد، چرا که ممکن است منظور، قبول امانت باشد که شاعر، آن را در برابر ادای امانت قرار داده است و می گوید: هنگامی که تو هماره امانتی را به صاحبِ آن باز گردانی امانت دیگری را بپذیری، در آن صورت خود را به امانت داری و پذیرش و رعایت و ادای امانت مشغول ساخته ای و این، کاری سنگین و مسؤولیتی گران است.
فرمان ها و هشدارهای الهی
به باور عده ای دیگر، واژه «عَرضه» در آیه شریفه به مفهوم سنجش و مقایسه است و «امانت» عبارت از فرمان ها و هشدارهای خداست که درباره رعایت آن ها از بندگان پیمان گرفته و پیام و پیام رسان در این مورد فرستاده است.
با این بیان، منظور این است که: این امانت در چنان موقعیت والا و مقام پر فراز و پر شکوهی است که اگر با توانایی آسمان ها و زمین و کوه ها نیز مقایسه و موازنه گردد، از آن ها سنگین تر و گران تر است و آن ها با زبان حال، ناتوانی خود را از پذیرش این بار گران و این امانت بزرگ اعلام می دارند و از برداشتن آن می ترسند.
سپس می افزاید: اما انسان همین امانت گران و پر شکوه را که فراتر از توانایی و کشش آسمان ها و زمین و کوه ها بود، پذیرفت و بار گرانِ آن را بر دوش کشید.
و سرانجام هم به خاطر ستم به خویشتن و ناآگاهی اش از اندازه پاداش و کیفر این امانت داری و یا خیانت، آن را تباه ساخت.
از دیدگاه برخی، در آیه مورد بحث، چیزی در تقدیر است و مفهوم آن این است که: اگر آسمان ها و زمین از خِرد و شعور بهره ور بودند و آن گاه این امانت الهی که عبارت از اصول و فروع و مقرّرات دین و نویدها و پاداش ها و هشدارهای خداست، بر آنان عرضه می شد و آن ها در پذیرش و ردّ آن آزاد بودند، بی گمان با همه بی کرانی آسمان ها و گستردگی و بلندی زمین و کوه ها، این امانت و امانت داری بر آن ها سخت گران می آمد و از بیم کوتاهی در انجام وظیفه و رعایت حق امانت داری، از پذیرش آن سر باز می زند، اما انسان با این جسم ناتوانش به خاطر ناآگاهی از گرانی بار این مسؤولیت، نترسید و آن را پذیرفت.
گرامیداشت مقام والای امانت
و از دیدگاه برخی دیگر، نه واژه «عَرض» به مفهوم چیزی است که از ظاهر آن دریافت می گردد و نه واژه «اِباء» و سر باز زدن و نپذیرفتنِ امانت از سوی آسمان ها و زمین و کوه ها. بلکه منظور از این بیان، گرامیداشتِ مقام والای امانت و امانت داری است، نه سخن گفتن با آسمان و زمین و کوه و سنگ. چرا که در فرهنگ و ادبیات عرب این گونه سخن گفتن رایج است که بگوید: «از بهار پرسیدم» و یا «خانه را مخاطب ساختم». و آن ها از پاسخ گفتن سر باز زدند که در اینجا منظورْ بیان حال است و نه پرسش و پاسخ ظاهری و زبانی.
بنابراین، منظور از امانت در آیه شریفه، همان نشانه های یکتایی و قدرت بی کران و دانش و حکمتِ وصف ناپذیرِ آفریدگار هستی است که به آسمان ها و زمین و کوه ها سپرده شده و آن ها آن نشانه ها را به نمایش نهادند و هر کدام با همه وجود بر یکتایی پدید آورنده خویش گواهی دادند. اما انسان کفر گرا و حق ستیز در اثر بیدادگری و نادانی اش به انکار خدا پرداخت و راه شرک و بیداد در پیش گرفت.
انسان های تربیت نایافته
منظور از انسان در آیه شریفه که به ستمکار و نادان وصف شده است، کدامین انسان است؟ همه انسان ها یا گروهی خاص؟ به باور مفسران، منظور، همه انسان ها نیست. بلکه انسان های ساخته نشده و تربیت نایافته و به توحید گرایی و پروا پیشگی و ایمان و ارزش های انسانی آراسته نشده مورد نظر است، و آیه مورد بحث، نظیر این آیه است که می فرماید: سوگند به روزگار پیروزی حق بر باطل که انسان دستخوش زیان است.
و نظیر این آیه که می فرماید: انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است. و نظیر این آیه است که: و اما انسان هنگامی که پروردگارش وی را می آزماید و عزیزش می دارد و به او نعمت بسیار می دهد، می گوید: پروردگارم مرا گرامی داشته است.
با این بیان منظور از انسان در آیه مورد بحث، بسان آیاتی که ترسیم گردید، انسان خودکامه و خشن و بیدادگر و تربیت نایافته و به ایمان و ارزش های والای انسانی و الهی آراسته نشده است نه همه انسان ها. و نیز هرگز نمی توان گفت که منظور از انسان در آیه مورد بحث، نخستین انسان آفرینش است، چرا که او در قرآن شریف به برگزیده خدا وصف شده و برگزیده الهی را هرگز نمی توان به عنوان ستمکار و نادان وصف نمود.
منبع: .hawzah.net