علم و ایمان از نگاه استاد شهید مطهری

– غذای روح، علم و حکمت و ایمان و یقین است…
تأثیر علم و ایمان در انسان
استاد مطهری پس از بیان این حقیقت که انسان، حیوانی است که با دو امتیاز «علم و ایمان» از دیگر جان داران امتیاز یافته، درباره دستاوردهای علم وایمان برای انسان می نویسند: «علم و ایمان، نه تنها با یکدیگر تضادی ندارند؛ بکه مکمّل و متمم یکدیگرند. علم به ما روشنایی و توانایی می بخشد و ایمان عشق و امید و گرمی؛ علم ابزار می سازد و ایمان مقصد؛ علم سرعت می دهد و ایمان جست؛ علم توانستن است و ایمان خوب خواستن؛ علم می نمایاند که چه هست و ایمان الهام می بخشد که چه باید کرد؛ علم انقلاب برون است و ایمان انقلاب درون؛ علم جهان را جهان آدمی می کند و ایمان روان را روان آدمیِ آدمیت می سازد؛ علم وجود انسان را به صورت افقی گسترش می دهد و ایمان به شکل عمودی بالا می برد؛ علم طبیعت ساز است و ایمان انسان ساز؛ علم زیبایی عقل است و ایمان زیبایی روح؛ علم زیبایی اندیشه است و ایمان زیبایی احساس؛ علم امنیت بیرونی و ایمان امنیت درونی [به انسان می بخشد]؛ علم در مقابل هجوم بیماری ها، سیل ها، زلزله ها، طوفان ها ایمنی می دهد و ایمان در مقابل اضطراب ها، تنهای ها احساس بی پناهی ها، پوچ انگاری ها؛ علم جهان را با انسان سازگار می کند و ایمان انسان را با خودش».
دین، پشتوانه اخلاق و قانون
در این باره که پشتوانه اخلاق چیست، دیدگاه های گوناگونی ارائه شده است. استاد مطهری رحمه الله دراین باره می فرمایند: «رکن اساسی در اجتماعات بشری، اخلاق است و قانون. اجتماع، قانون و اخلاق می خواهد و پشتوانه قانون و اخلاق هم، فقط و فقط دین است. این که می گویند اخلاق، بدون پایه دینی هم استحکامی خواهد داشت، هرگز باور نکنید؛ درست مثل اسکناس بدون پشتوانه است که اعتباری ندارد؛ مثل اعلامیه حقوق بشر است که فرنگیان منتشر کردند و می کنند و خودشان هم قبل از دیگران علیه آن قیام کرده و می کنند چرا؟ چون متّکی به ایمانی که از عمق وجدان بشر برخاسته باشد نیست. انسانیت، مساوی است با دین و ایمان و اگر دین و ایمان نباشد، انسانیّتی نیست».
آثار یاد خدا در جان انسان
استاد مطهری، ضمن اشاره به حقیقت دو بعدی بودن وجود انسان، درباره آرامش معنوی او می گوید: «آدمی همان طور که در ناحیه تن و جسم خود ممکن است به یک رشته عوارض خوب و بد دچار شود، در ناحیه روح و روان خود نیز گاهی مبتلا به یک رشته عوارض و حوادث مشابه می گردد…. بدن برای این که شاداب و با نشاط بماند، به یک رشته غذاها و آشامیدنی ها و تنوع ها احتیاج دارد؛ روح نیز به سهم خود غذا می خواهد. غذای روح علم است و حکمت و ایمان و یقین. همان طور که بدن در اثر نرسیدن غذای کافی پژمرده و افسرده می گردد، روح نیز پژمردگی و افسردگی دارد… .بعضی از مردم در خودشان احساس ناراحتی می کنند. همین قدر می فهمند که خشنود نیستند و آب خوش از گلوی آن ها پایین نمی رود. می فهمند که قرار و آرام ندارند، اما علت این بی قراری و پژمردگی چیست؟ نمی دانند… همه وسایل زندگی را دارند و در عین حال از زندگی خشنود نیستند. این گونه اشخاص، باید بدانند که قطعا احتیاجات معنوی دارند که برآورده نشده. … ایمان هم یکی از حوایج فطری…. ماست و بلکه بالاترین حاجت ماست هر وقت به سرچشمه ایمان و معنا رسیدیم،… آن وقت معنای سعادت و لذت و بهجت را درک می کنیم. قرآن می گوید بدان که تنها با یاد خداست که جان آرام می گیرد و قلب احساس آسایش می کند»
منابع:کتاب انسان وایمان استاد