اذن کربلا
این منم بی تاب هوای نامت شده ام ، هردم که تو را خوانده ام محو نامت شدم، بگذار بخوانمت ، این نبض زنده است به ذکر یا حسین ، ……
همه کربلای تورا دیده اند ،میان همه انگار من غریبه ام ، آقا بیا پادرمیان کن، اذن دادن مرا…..
همه کربلا رفته اند…. چگونه است که توجامانده ای ….. یا نه ……غریبه ای ….. بیگانه ای …. متحیر مینگرنم به همه اذن کربلا داده ای یک بار، دوبار، سه بار، بخوانم یاحسین تا نگویند ،این گدایت کربلا ندیده است ….
یاحسین دادن جان با گداست ، درهوایت سرگردانم یاحسین ، زقافله جامانده ام ، به جان زینبت شب و روز در فکر بین الحرمینم ، آقا منت بده فقط یک بار، اذن بده این گدارو…..

سلام
با مسابقه”عکاسی قاب نور”که توسط سایت هیئتمون برگزار شده بروزیم…
خوشال میشیم شرکت کنید…